تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
مكاسب مىگويد از مكائد نفس نبايد غافل بود ( 1 ) ، گاهى انسان گريه مىكند مثلًا براى سيدالشهدا و خودش هم خيال مىكند براى سيدالشهدا گريه مىكند ولى وقتى كه خوب باطن را بشكافى مىبينيد ذكر مصيبت امام حسين بهانه اى است براى بروز غمهايى كه انسان در فراق دنيا دارد و مجالى براى ظهور نداشته است . در كتاب شرح حال و آثار عين القضاة همدانى ص . . . مىنويسد . . . ( 2 ) . علامتها : اين علما معتقدند براى شناخت خود و ملكات خود و بيماريهاى خود يك نگاه و معاينهء سادهء خود كافى نيست . انسان اگر بخواهد زير و روى روح و روان خود را بشناسد ، بايد از علامتها بشناسد . مثلًا درجهء اخلاص را از آنجا مىتوان فهميد كه پست دينى از انسان گرفته شود ، محيط عوض شود و يا در اقبال و ادبارهاى دنيا و در امتحانات سخت الهى ( 3 ) . نفس انسان گاهى از آن جهت آرام است كه شرايط و امكانات برايش فراهم نيست ، آبى ندارد كه شناورى كند و گرنه شناور ماهرى است و به قول مولوى از غم بىآلتى افسرده است :
نفست اژدرهاست او كى مرده است از غم بىآلتى افسرده است
و گاهى آرامشش و سكوت و سكونش به خاطر اين است كه شوكى به اصطلاح بر او وارد نشده است و كفگيرى به تهش زده نشده است . پس بعد از اينكه معلوم شد كه نفس شرّ بالذات نيست ولى شرّبالعرض ممكن است بشود ، به عبارت ديگر فساد اخلاق پيدا كند ، بايد علل فساد اخلاق را به دست آورد ، به عبارت ديگر علل بهم خوردن تعادل روحى را به دست آورد .
هامش
( 1 ) علماى امروز با آب و تاب و افتخار از حقيقتى به نام « خودفريبى » نام مىبرند ، ولى اين همان است كه قرآن و به تبع قرآن دعاهاى اسلامى آن را « تسويل » مىخوانند * ( ( بل سوّلت لكم انفسكم امراً فصبر جميل ) . ( 2 ) [ در نسخهء اصلى به همين صورت است . ] ( 3 ) يا وسيلهء رؤياها ، چنان كه در ورقه هاى « يادداشت عالم پس از مرگ » گفته‌ايم .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 111 | مرتضى مطهرى