* ( اتقوا الله وانظروا لانفسكم فان احق من نظر لها انتم . ) * ايضاً صحيح بخارى ، جلد 7 ، صفحهء 40 :
* ( عبدا لله بن عمرو بن العاص ، قال رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم : يا عبدا لله ! الم اخبرك عنك انك تصوم النهار و تقوم الليل ؟ فقلت : بلى يا رسول الله ، قال : فلاتفعل ، صم و افطر و قم و نم ، فان لجسدك عليك حقاً و ان لعينك عليك حقاً و ان لزوجك عليك حقاً . ) * علاوه بر اينها روايات زيادى در منع رهبانيت و رياضت آمده است كه در محل خود مسطور است ، مثل روايت معروف عثمان بن مظعون ( ر . ك : مسألهء حجاب ص 43 ) .
علل بدبينى :
منظور چيز ديگر است ، منظور جلوگيرى از فساد نفس است .
علت اين بدبينى چند چيز است :
تعادل در واقع بينى :
الف . مبارزه با خوشبينى غيرواقع بينانه اى كه ناشى از حب ذات و آثار ذات است و هركس نسبت به خود و شؤون مربوط به خود دارد . به قول سعدى : هركس را عقل خود به كمال نمايد و فرزند خود به جمال . حالت تبرئهء خود و متهم ساختن غير خود در همهء افراد بشر هست . اين دعوت به بدبينى درواقع مبارزه با آن خوشبينى ناشى از حب ذات است كه « * ( من احب شيئاً احب اثاره و من عشق شيئاً اعشى بصره ) * » كه هركس از كاسهء چشم خودش مجنون وار ليلى نفس خود را مىبيند . هر جانى خود را عطوف و هر ممسك خود را بخشنده و هر جاهل خود را عالم و هر بدگِل خود را خوشگل و طبعاً هر مجرم خود را مبرّا مىبيند . اين عينك بدبينى براى خنثى كردن اثر آن عينك خوشبينى است ، مثل دو عينكى كه يكى بزرگ ببيند و ديگرى كوچك . پس اين بدبينى واقعاً به معنى اين نيست كه چون واقعيت نفس شر است و بدى است و نبايستنى است پس اين بدبينى عين واقع بينى است ، بلكه اين بدبينى يعنى خنثى كردن اثر خوشبينى تا
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٠٩