تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
انسان واقع بين باشد ، و واقع نفس شرّ بالذات نيست ، نيمى از وجود انسان شرّ بالذات نيست . پس اين دعوت به بدبينى دعوت به واقع بينى است . ب . علماى اسلامى تعبيرى دارند ، مىگويند « مكائد نفس » . مقصود مكاريهاى نفس ، حيله گريهاى نفس ، فريبكاريهاى نفس ( 1 ) ، رياكاريهاى نفس است ، با كى ؟ با خود انسان . و اين از نظر علم الروح مسألهء جالبى است كه آدمى خودش نسبت به خودش فريبكارى كند . دقت در مكائد نفس : اين مستلزم اين است كه انسان دو نوع شخصيت داشته باشد : شخصيت فريب دهنده و شخصيت فريب خورده ؟ آيا واقعاً چنين است ؟ بلى چنين است ولى به اين صورت كه روان انسان ظهورى دارد و بطونى و مسألهء پنهان شدن ميلها در اعماق شعور باطن و ديگر مسألهء تغيير قيافه دادن و به اصطلاح روانكاوان ماسك به چهره زدن ميلهاى سركوفته در كار است ، و اين حقيقتى است انكارناپذير . ريشهء اين دوشخصيتى و گريز ميلها به باطن و تغيير چهره دادنها در سرشت انسان نيست ( 2 ) ، بلكه در بد اداره كردن است . غفلتى مختصر سبب مىشود كه چنين وضع منافقگرانهء خطرناكى به وجود آيد . پس نفس در اثر بد اداره كردن ، بد و موذى مىشود . پس نوعى شريت براى نفس پيدا مىشود ، نه اينكه شرّ بالذات باشد و لهذا قابل اصلاح است بر خلاف شرّ بالذات . علماى قديم هرچند به صورت علمى اين مسأله را طرح نكرده بودند ولى قطعاً به اين حقيقت توجه داشتند ( 3 ) . شيخ انصارى در
هامش
( 1 ) در قرآن تعبير « تسويل » آمده كه به معنى « تزيين النفس لما تحرص عليه و تصوير القبيح بصورة الحسن » است . ( 2 ) رجوع شود به ورقه هاى « يادداشت عالم پس از مرگ » و ورقه هاى « هجرت و جهاد » راجع به سه چهرهء انسان و مخفى بودن چهرهء باطن باطن از باطن و چهرهء باطن از ظاهر و راههاى چهرهء باطن باطن . ( 3 ) اينكه مولوى مىگويد :نفست اژدرهاست او كى مرده است از غم بىآلتى افسرده استيا مىگويد : ميلها همچون سگان خفته‌اند . . . دليل بر توجه او به آن نكات است .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 110 | مرتضى مطهرى