تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
منك . فاوحى الله اليه : ذمك لنفسك افضل من عبادتك اربعين سنة ) * . وعظ و اندرز : در احاديث وارد شده است : * ( من لم يجعل الله له واعظاً من نفسه لم ينفعه موعظة غيره ( 1 ) ) * . اينكه در قرآن آمده است كه « * ( ما ابرئ نفسى ان النفس لامارة بالسوء ) * » خود تلويحاً دستور به سوء ظن داشتن به نفس است . سعدى مىگويد :
مرا شيخ داناى مرشد شهاب دو اندرز فرمود بر روى آب يكى آنكه در جمع بدبين مباش دگر آنكه در نفس خودبين مباش
اگرچه سعدى كلمهء « خودبين » [ آورده است ] ولى به قرينهء اينكه در مقابل « بدبين » آمده است مقصود از خودبينى ، خودنيك بينى است نه خودبدبينى ، چنان كه واضح است . چرا نفس دشمن است ؟ : چرا انسان بايد بر نفس بدبين باشد ؟ آيا جزئى از وجود ما كه نفس ماست ( بر خلاف عقل ) شر و پليد بالذات است ؟ آيا نفس واقعاً ذاتاً دشمن و خائن و شرير است ؟ مانند يك نوكر يا كلفت دزد و خائن است در داخل خانه ؟ شاعر مىگويد :
دزدى اندر نيمه شب ناگه درآمد در سراى چون چراغ افروختم ديدم كه صاحب خانه بود ( 2 )
ممكن است گفته شود كه اينها يعنى بدبينى ، مقت و ملامت ، وعظ
هامش
( 1 ) جملهء رسول خدا : * ( « اعدى عدوك نفسك التى بين جنبيك » نيز تلقين اين است كه به نفس به چشم يك دشمن بايد نگاه كرد . ( 2 ) ( اينجاست كه مسألهء مراقبة النفس مطرح مىشود ) و يا اينكه ذاتاً شرير به معنى دشمن بدخواه نيست ، بلكه شرير است به معنى شر بالعرض ، يعنى او به مقتضاى طبيعت خودش براى خودش كار مىكند كه منتج مىشود به زيان جوهر انسان كه عقل و فطرت اوست ، نظير شر بالعرض بودن مركوب انسان ( حيوان ) اگر به خود واگذاشته شود .