فرزندان بر والدين خصوصاً پدر حقوقى دارند برخى مادى است و برخى معنوى . حقوق مادى از قبيل : حق تغذيه ، حق لباس ، حق مسكن ، حق محافظت از خطر ، حق بهداشت و حتى حق تزويج .
غالباً به اين حقوق به طور كلى و مبهم توجه هست ، گو اينكه كيفيت آن را درست نمىدانند خصوصاً حق تغذيه را . اما يك سلسله حقوق ديگر هست كه اينها حقوق معنوى است از قبيل : حق [ تعليم ] كتابت ، حق تعليم حلال و حرام ( كه ظاهراً شامل حق تعليم اصول معارف هم هست ) ، حق تعليم سباحت ، حق تعليم رمايت ، حق عدالت و عدم تبعيض نسبت به ساير اولاد ، حق اكرام و احترام ، حق تأديب و تعليم و تدريب آداب ، حق تحسين اسم ، حق محبت و نوازش ، حق پاسخگويى به سؤالات و پرسشها . همهء اين حقوق و ساير حقوق ( از قبيل عدم استفراهام ) مربوط است به حق تعليم و تربيت ، يعنى همهء اينها در تعليم و تربيت صحيح كودك مؤثر است .
تربيت مبنى بر ترس ، خرس مآبانه
راسل در كتاب زناشويى و اخلاق ص 125 ، مىگويد :
« حس گناه ، پشيمانى و ترس نبايد بر حيات كودك مستولى شود . كودكان بايد شاد ، خندان و خوشبخت باشند و نبايد از شناخت امور طبيعى روگردان شوند . چه بسا كه تربيت را مانند تعليم خرسها در سيرك شمردهاند . مىدانيم چطور به اين خرسها رقص مىآموزند : آنها را روى يك صفحهء آهنين داغى مىگذارند و براى ايشان فلوت مىزنند ، آنها مىرقصند زيرا اگر دائماً بايستند كف پايشان مىسوزد . نظير اين وضع براى كودكانى پيش مىآيد كه مورد ملامت بزرگتران به علل مربوط به اعضاى جنسى خود قرار مىگيرند . اين ملامتها بعدها آنان را مشوش كرده و در زندگى جنسى بدبخت مىسازد . »