ج . نازپروردگى كه روح را پرتوقع و در مقابله با حوادث ، ناتوان و در نتيجه مأيوس و بدبين و غير متكى به نفس بار مىآورد .
د . بيكارى ه . كار بيش از ظرفيت جسمى و روحى و . برخورد با حوادث هيجانآور و متأثركننده يا محرك شهوت به وسيلهء روزنامه ها و راديوها و تلويزيونها كه به هرحال آدمى را آرام نمىگذارد ، هميشه در حال تحريك شهوانى يا غضبى [ نگه مى ] دارد كه محصول تمدن جديد است و نتيجه اش كم حوصلگى ، تندخويى ، عصبانيت ، پيرى زودرس و احياناً بيماريهاى عصبى و ماليخولياست . رجوع شود به آن ورقه ها از لحاظ تأثير عبادات در رفع آنها ( رجوع شود به ورقهء « تزكيه نفس ، علل فساد اخلاق » ) .
ترك
در كتاب متنبّى و سعدى ص 123 از تذكرة الموضوعات ص 114 اين جمله را به صورت حديث نقل مىكند : * ( اتركوا الترك ما تركوكم . ) * سعدى در غزليات مىگويد :
نگفتمت كه به تركان نظر مكن سعدى
چه تَرك تُرك نگفتى تحملت بايد
تزكيهء نفس - ميلهاى خفته
مولوى در جلد پنجم مثنوى صفحهء 445 مىگويد :
ميلها همچون سگان خفته اند
اندر ايشان خير و شر بنهفته اند
چون كه قدرت نيست خفتند آن رده
همچو هيزم پاره ها و تن زده