تفسير :
خوردن مال به باطل ، آن است كه آن را از راه حرام بدست آورند و به مصرف برسانند ، و منظور آن است كه اين دانشمندان و راهبان براى صدور و تخفيف احكام شرعى از عامهء مردم رشوه مىگرفتند .
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ
؛ و كسانى كه طلا و نقره را كنز قرار مىدهند ، در تفسير اين آيه دو احتمال وجود دارد :
1 - اين كه مقصود ، بسيارى از دانشمندان يهود و راهبان مسيحى باشد .
2 - مقصود مسلمانانى است كه مال و ثروت را روى هم انباشته و كنز مىنمايند - نه منافقان ، و خداوند اين گونه مسلمانان را همدوش رشوهگيران ( دين فروشان ) يهود و نصارا قرار داده است .
مراد از « ترك انفاق در راه خدا » كه در ذيل آيه آمده ، منع زكات است ، چنان كه در حديث آمده است :
مالى كه زكاتش داده شود « كنز » نيست ، اگرچه اندوخته و پنهان نگاه داشته شود ، ولى مالى كه زكاتش واجب شود و ادا نشود « كنز » است ، اگرچه ظاهر و آشكار باشد . « 1 »
وَ لا يُنْفِقُونَها
؛ ضمير به معناى « ذهب و فضه » برمىگردد كه دراهم و دنانير باشد و اين كه مفرد مؤنث آورده شده و نه مثنّا ، به اين سبب است كه هر كدام جملهاى كامل است ( نه اين كه مفرد باشد ) اين آيه مانند آيه ديگرى است كه مىفرمايد :
وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا
( حجرات / 9 ) . ( كه فعل آن جمع مذكر غائب آمده ، نه مثناى مؤنث ) بعضى گفتهاند تقدير آيه اين است : و لا ينفقونها و الذّهب ؛ مرجع ضمير « ها » فضّه است كه مفرد مؤنّث است ، و ذهب هم عطف بر آن مىباشد ؛ مثل اين
هامش
( 1 ) -
ما ادى زكاته فليس بكنز ، و ان كان باطنا ، و ما بلغ ان يزكّى فلم يزكّ فهو كنز و ان كان ظاهرا .