معنايش اين است : گفتار بعضى از يهود و نصارا كه در زمان رسول اكرم بودند همانند گفتهء پيشينيان آنها بود ، منظور اين كه اين عقيدهء كفرآميز در ميان آنها سابقهء طولانى دارد ، و مىتوان گفت مراد اين است كه گفتهء اينها مانند گفتهء مشركان است كه مىگفتند : فرشتگان دختران خدايند .
اين آيه با همزه : « يضاهؤن » نيز خوانده شده است : عرب مىگويد : « امرأة ضهياء » بر وزن « فعيل » زنى كه مانند مرد ، حيض نمىشود .
قاتَلَهُمُ اللَّهُ
؛ خدا آنها را لعنت كند .
« أَنَّى يُؤْفَكُونَ »
: چگونه از حق منحرف مىشوند .
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً
؛ اينها دانشمندان و راهبان خود را - در حلال شمردن آنچه خدا حرام دانسته ، و حرام شمردن آنچه خدا حلال كرده - اطاعت و پيروى مىكردند هم چنان كه از دستورهاى فرمانروايان پيروى مىشود .
وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ
؛ آن حضرت را نيز شايستهء پرستش دانستند ، زيرا وى را پسر خدا مىگفتند .
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً
؛ ادله و براهين عقلى و نصوص منقول در تورات و انجيل آنها را ملزم مىسازد كه جز معبود يكتا را پرستش نكنند .
« سُبْحانَهُ »
اين كلمه براى تنزيه است و ساحت قدس الهى را از شايبهء شرك و همتا داشتن دور مىسازد .
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ
؛ در اين آيه خداوند ، حال اهل شرك را ، كه با تكذيب كردن گفتههاى حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم درصدد باطل ساختن پيامبرى او هستند ، تشبيه به حالت كسى كرده است كه مىخواهد با دميدن خود نور با عظمت الهى را خاموش كند ، همان نورى كه خداوند متعال اراده كرده تا نورافشانى و روشنى بخشى آن را به حدّ نهايى و كمالش برساند .
« لِيُظْهِرَهُ »
خدا مىخواهد اين پيغمبرش را بر پيروان كليّهء اديان ، يا دين حق را بر