تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
نمىآيد . در حديث آمده است : قيامت در حالى [ برپا مىشود و ] مردم را مضطرب مىسازد كه يكى از آنان امور دنيوى خود را اصلاح مىكند و ديگرى حيوانش را سيرآب مىكند و يكى كالايش را در بازار نرخ‌گذارى مىكند و ديگرى پيمانه‌اش را كم و زياد مىكند [ همگى در بىخبرى كامل هستند ] .
كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْها
؛ گويا تو با خبر از زمان وقوع آخرت هستى . اصل آن چنين بوده است : كأنك احفيت فى السؤال عنها حتى علمتها ؛ « گويا تو در پرسش از زمان وقوع قيامت اصرار ورزيده‌اى تا اين كه از آن با خبر شده‌اى » . بعضى از مفسّران گفته‌اند : « عنها » متعلق به « يسئلونك » است ، يعنى از قيامت از تو سؤال مىكنند گويا تو عالم به زمان وقوع آن هستى . بعضى ديگر از مفسّران گفته‌اند :
كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْها
: گويا تو در سؤال از قيامت مصرّ هستى و آن را دوست دارى و ترجيح مىدهى . مراد اين كه : البتّه تو از پرسش دربارهء برپايى قيامت كراهت دارى ؛ زيرا علم آن از جمله علوم غيبيّه‌اى است كه خداوند آن را به خود اختصاص داده است ولى بيشتر مردم نمىدانند ( لذا از تو در اين باره ، مىپرسند ) .
قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي
؛ اين جمله اظهار عبوديت و بندگى است . يعنى : من بنده‌اى ناتوان هستم و مالك جلب سود و دفع زيان خويش نمىباشم مگر آن سود و دفع زيانى را كه پروردگار و مالكم بخواهد .
وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ
؛ اگر من غيب مىدانستم وضع من جز از اين كه هستم مىبود و در آن حالت منافع زيادى را براى خود فراهم مىكردم و از زيانها اجتناب مىورزيدم و در جنگها يك بار پيروز و بار ديگر مغلوب نمىشدم و در تجارت‌ها يك بار سود و بار ديگر زيان نمىبردم .
إِنْ أَنَا إِلَّا . . .
؛ من بنده‌اى بيش نيستم كه به رسالت برگزيده شده‌ام ؛ مژده‌دهنده و