بعضى از مفسّران گفتهاند : قوم بلعم از او خواستند كه به موسى و همراهانش نفرين كند ، او امتناع كرد و گفت : چگونه به كسى كه فرشتگان با او هستند نفرين كنم ؟ ولى قومش اصرار ورزيدند تا اين كه نفرين كرد . پس از نفرين زبانش [ از دهانش ] بيرون شد بهطورى كه بر روى سينهاش قرار گرفت و همانند سگ [ بهطور مداوم ] زبانش را بيرون مىآورد .
ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
؛ اين است مثل گروهى از يهود كه آيات ما را تكذيب كردند بعد از آن كه وصف رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را در تورات خواندند و مردم را به نزديكى بعثتش بشارت دادند و براى او طلب پيروزى مىكردند .
فَاقْصُصِ
؛ داستان بلعم را كه همانند داستانهاى آنهاست بازگو كن ؛ شايد بينديشند و آن گاه كه به روش بلعم حركت كنند و به گونهء او گمراه شوند ، از عاقبتى همانند عاقبت او بترسند و بدانند كه تو آن را از طريق وحى دانستى و در نتيجه [ اتمام ] حجّت لزوما بر آنها افزون شود .
ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ
؛ بد است مثل گروهى كه آيات ما را تكذيب كردند .
وَ أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ
؛ تقديم مفعول به ( انفسهم ) بر فعل ( يظلمون ) براى افادهء اختصاص است گويا چنين گفته شده : آنها خود را به ستم اختصاص دادند و ستم از آنها به ديگرى تجاوز نكرد .
فَهُوَ الْمُهْتَدِي
؛ مفرد آوردن ضمير ( هو ) با توجّه به لفظ « من » است و جمع آوردن اسم اشاره ( اولئك ) با توجّه به معناى « من » مىباشد .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 179 تا 181 ]
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ ( 179 ) وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 180 ) وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ ( 181 )