تفسير :
اصل « مهما » ، « ما » بوده كه متضمن معناى شرط است « 1 » و « ما » ى زايده كه آن را تأكيد مىكند ، ضميمهء آن شده است همانند « ما » در « اينما تكونوا » « 2 » و « اما نرينك » « 3 » لكن چون تكرار دو كلمهء همجنس سنگين است ، الف آن به « ها » قلب شده است و « مهما » تلفظ شده است . و مهما يا محلا مرفوع [ مبتدا ] است به معناى ايما شىء تأتنا به : « هر چيزى كه براى ما بياورى » و يا محلا منصوب [ مفعول ] است ، به معناى :
أيما شىء تحضرنا تاتنا به : « هر چيزى را كه براى ما حاضر كنى يعنى بياورى » . « من آية » بيان و توضيح « مهما » است و ضمير در « به » و « بها » هر دو به « مهما » برمىگردد ؛ اولى به اعتبار لفظ « مهما » ، مذكر و دومى به اعتبار معناى « مهما » مؤنث ذكر شده است و مهما در اين جا به معناى آيه است و شعر زهير [ از جهت مذكر و مؤنث آوردن ضمير ] همانند آيهء شريفه است :
و مهما يكن عند امرى من خليقة * و إن خالها تخفى على الناس تعلم
هر سرشت و طبيعتى كه در انسان باشد ، براى مردم آشكار مىشود . اگرچه دارندهاش گمان مىكند كه بر مردم پوشيده است [ در اين بيت ضمير در « يكن » به اعتبار لفظ مهما مذكر و ضمير در « خالها » به اعتبار معناى آن : ( خليقة ) ، مؤنث آورده شده است . ] معناى آيه اين است : قوم فرعون به موسى گفتند : هر چيزى از آيات و نشانهها براى ما بياورى تا با آن ، امر را بر ما مشتبه سازى ، ما تو را تصديق نمىكنيم . مقصود آنها اين است كه به تكذيب او ادامه مىدهند اگرچه همهء آيات و معجزات الهى را بياورد .
هامش
( 1 ) - در معناى عبارت از املاء ما من به الرحمن استفاده شده است . ج 1 ، ص 283 .
( 2 ) - نساء / 78 .
( 3 ) - يونس / 47 و الرعد / 40 و المؤمن / 77 .