السموات » متعلق به چه چيز باشد سه احتمال ذكر شده است :
1 - متعلق به نام « اللَّه » است و در تقدير آن دو وجه آمده است :
الف : « و هو المعبود فيهما » يعنى او در آسمانها و زمين معبود است و از همين قبيل است اين قول خداوند :
وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ
؛ « او خدايى است كه در آسمان معبود است و در زمين ( نيز ) معبود است » . ( زخرف / 84 ) .
ب : فهو المعروف بالإلهيّة او المتوحّد بالإلهيّة فيهما يعنى او در آسمانها و زمين به الهيّت معروف ، و يا در پرستششدن يگانه است و بنا بر اين احتمال ، جملهء
« يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ »
، تقرير و تأكيد جملهء اوّل خواهد بود ، زيرا كسى كه براى او آگاهى نسبت به امور پنهانى و آشكار يكسان باشد ، تنها او خداى يكتاست .
2 - مىتوان گفت : « هو » ضمير شأن است ، و جملهء :
« اللَّهُ . . .
يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ »
مبتدا و خبر ، و « فى السموات » متعلق به « يعلم » مىباشد .
3 - احتمال سوم اين است كه « فى السموات » خبر بعد از خبر باشد و تقدير آن چنين است : أنّه اللَّه ، و أنّه فى السّماوات و الارض ؛ او خداست و او در آسمانها و زمين قرار دارد . منظور اين است كه چون بر تمام آسمانها و زمين آگاهى دارد و هيچ چيز بر او پوشيده نيست ، گويا ذات او ، در آسمانها و زمين قرار دارد ؛ و ( بنا بر اين احتمال ) جايز است جملهء
« يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ »
خبر سوم باشد ، و نيز جايز است كه آغاز سخن باشد به تقدير هو يعلم سرّكم و جهركم
« وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ »
يعنى خداوند بر نهان و عيان شما آگاه است و هر كارى را كه انجام مىدهيد چه خوب و چه بد مىداند و پاداش و كيفر را او مىدهد .
وَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ . . .
؛ حرف : « من » در : « من آية » براى استغراق ، و در :
« مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ »
براى تبعيض است يعنى : هيچ دليلى از دلايلى كه بايد در آن انديشيد و از آن عبرت گرفت ، براى اين كافران پديدار نمىشود مگر اين كه از آن اعراض مىكنند ، نه توجّهى به آن دارند و نه به آن استدلال مىكنند .