تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧

ترجمه

آيا نديدى كسانى را كه ( در مكّه ) به آنها گفته شد ( فعلا ) دست از جهاد بداريد و نماز را برپا كنيد و زكات بپردازيد ( امّا آنها از اين دستور ناراحت بودند ) ولى هنگامى كه ( در مدينه ) فرمان جهاد به آنها داده شد جمعى از آنان از مردم مىترسيدند همان گونه كه از خدا مىترسند ، بلكه بيشتر ؛ و گفتند پروردگارا چرا جهاد را بر ما مقرّر داشتى ؟ چرا اين فرمان را كمى به تأخير نينداختى ؟ به آنها بگو سرمايهء زندگى دنيا ناچيز است ، و سراى آخرت براى كسى كه پرهيزگار باشد بهتر است و كوچكترين ستمى به شما نخواهد شد . ( 77 )

تفسير :

كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ
؛ از جنگ دست بكشيد ، مسلمانان در مكّه از جنگ با كفّار خوددارى مىكردند [ چون مأموريت نداشتند ] و آرزو مىكردند اجازهء جنگيدن به آنان داده شود .
فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ
؛ همين كه در مدينه جنگ بر آنها واجب شد ، گروهى از آنان به خاطر ترس از خطرهاى جانى و كشته شدن تمايل به جنگيدن نداشتند .
كَخَشْيَةِ اللَّهِ
؛ مصدر به مفعول اضافه شده و « كاف » كه حال از ضمير در « يخشون » مىباشد در محل نصب است ؛ « يخشون » يعنى مىترسند از مردم مانند كسانى كه اهل خشيت از خدايند به اين معنا كه شبيه آنهايند .
أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً
؛ و يا بيشتر از اهل خشيت مىترسند ، تقدير آيه يخشون خشية مثل خشية اللَّه نيست ، زيرا « أشد خشية » معطوف عليه است و نبايد گفته شود : خشى فلان أشد خشية كه « خشية » به عنوان مصدر منصوب باشد ؛ بلكه مىتوان گفت : « أشد خشية » به جرّ ، و در صورتى كه « خشية » منصوب باشد « أشد » حال از فاعل خواهد بود .
لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ
؛ اين جمله براى مهلت خواستن تا زمان ديگرى