ضمير در « بينه » به « يوم » بر مىگردد . و مىتوان گفت نصب « يوم » به فعل مقدرى مانند « اذكر » است . و جملهء « و ما عملت من سوء » مرفوع شده بنا بر ابتدائيت و « تود » خبر آن است ، يعنى كسى كه اعمال بد خود را حاضر مىبيند آرزو مىكند كه كاش ميان او و عملش فاصله زيادى بود .
« ما » در
« ما عَمِلَتْ »
موصولى است و نمىتوان گفت « شرطى » است ، زيرا « تود » مرفوع است [ و اگر « ما » شرطيه بود ، « تود » چون جزاى شرط مىشود بايد مجزوم باشد ] و مىتوان گفت « ما عملت » دوم عطف بر « ما عملت » در جملهء اوّل و « تود » حال است ، يعنى روزى كه هر كس اعمال خود را حاضر مىبيند ، در آن حال آرزو مىكند كاش ميان او و آن روز يا ميان او و اعمال بدش فاصلهء زيادى مىبود .
« مُحْضَراً »
يعنى آنچه در نامه اعمالشان نوشته شده و آنان آن را قرائت مىكنند و نظير اين است آيهء :
وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً
؛ « آنچه انجام دادهاند در برابر خود حاضر مىيابند » ( كهف / 49 ) .
« امد » به معناى فاصله است مانند [ « بعد » ] در آيهء
يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ
؛ « گويد اى كاش ميان من و تو - اى شيطان - فاصلهاى به دورى مشرق و مغرب بود » ( زخرف / 38 ) .
وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ
؛ و خدا نسبت به بندگانش رحيم و مهربان است ، پس شما [ اى مؤمنان ] از عقاب پروردگار ايمان و از رحمت او نااميد نباشيد .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 31 تا 32 ]
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 31 ) قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ ( 32 )