تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
جالوت و لشكريانش ظاهر شدند .
قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً
؛ گفتند پروردگارا ( پيمانهء شكيبايى ) استقامت را بر ما بريز و قدمهاى ما را ثابت بدار ، يعنى با قوت قلب دادن به ما و قرار دادن رعب و وحشت در دل دشمنان به ما توفيق پايدارى در لغزشگاههاى جنگ را عنايت فرما . [ داستان ] : « ايشاء » پدر داود با شش فرزند و يا [ به قولى ] با ده فرزندش در سپاه طالوت بود ، داود كوچكترين آنها بود و گوسفند مىچرانيد . طالوت به « ايشان » پيغام فرستاد كه نزد من حاضر شو و فرزندت را نيز بياور ، او همراه فرزندش نزد طالوت رفت ، داود در ميان راه از كنار سه عدد سنگ عبور كرد كه هر يك از او مىخواستند آنها را با خود حمل كند و مىگفتند ، تو به وسيلهء ما جالوت را خواهى كشت ، داود سه عدد سنگ را در توبره انداخت و با همان سنگها جالوت را به قتل رسانيد ، و پس از آن طالوت دختر خود را به ازدواج او درآورد .
وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ
؛ و خدا [ هفت سال پس از كشته شدن جالوت ] به او در سرزمين مقدس [ مصر و فلسطين ] سلطنت و قدرت داد ، و بنى اسرائيل قبل از سلطنت داود گرد هيچ پادشاهى جمع نشده بودند .
وَ الْحِكْمَةَ
؛ و نيز خداوند به داود مقام نبوت را عنايت كرد .
وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ
؛ و آنچه او مىخواست از قبيل فن زره بافى و فهميدن زبان پرندگان و مورچه به او آموخت .
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ
؛ در تفسير و بيان اين آيه دو وجه گفته شده است : 1 - اگر خدا برخى از مردم را به سبب بعضى ديگر دفع نكند فساد كنندگان غالب مىشوند و زمين فاسد شده و منافع و بركاتش از بين مىرود .