تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
به اين كه عمل به آن حق است ، كافر نسازيد .
هامش
1 - خدعه و خيالات بدون حقيقت و واقعيّت ، همانند شعبده و تردستى . 2 - جلب شياطين از راههاى خاص و كمك گرفتن از آنها . 3 - معنى ديگرى است كه بعضى پنداشته‌اند و آن اين كه ممكن است با وسايلى ماهيّت و شكل اشخاص و موجودات را تغيير داد ، مثلا انسان را به وسيلهء آن به صورت حيوانى در آورد ، ولى اين نوع خيال و پندارى بيش نيست و واقعيّت ندارد ( مفردات راغب ، « سحر » ) از بررسى حدود 51 مورد كلمهء « سحر » و مشتقات آن در سوره‌هاى قرآن از قبيل طه ، شعرا ، يونس و اعراف و . . . راجع به سرگذشت پيامبران خدا : موسى ، عيسى و پيامبر اسلام ( ص ) به اين نتيجه مىرسيم كه سحر از نظر قرآن به دو بخش تقسيم مىشود : 1 - آن جا كه مقصود از آن فريفتن و تردستى و شعبده و چشم بندى است ، حقيقتى ندارد ، چنان كه مىخوانيم :فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى؛ « ريسمانها و عصاهاى جادوگران زمان موسى در اثر سحر ، خيال مىشد كه حركت مىكنند » ( طه / 66 ) ، و در آيهء ديگر آمده استفَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ؛ « هنگامى كه ريسمانها را انداختند ، چشمهاى مردم را سحر كردند و آنها را ارعاب نمودند » ( اعراف / 116 ) . از اين آيات روشن مىشود كه سحر داراى حقيقتى نيست كه بتوان در اشيا تصرّفى كند و اثرى بگذارد بلكه اين تردستى و چشم بندى ساحران است كه آن چنان جلوه مىدهد . 2 - از بعضى از آيات قرآن استفاده مىشود كه بعضى از انواع سحر براستى اثر مىگذارد مانند آيهء فوق كه مىگويد آنها سحرهايى را فرا مىگرفتند كه ميان مرد و همسرش جدايى مىافكند( فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ )يا تعبير ديگرى كه در آيات فوق بود كه آنها چيزهايى را فرا مىگرفتند كه مضرّ به حالشان بود و نافع نبود( وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ ). ولى آيا سحر فقط از جنبهء روانى تأثير دارد و يا اين كه اثر جسمانى و خارجى هم ممكن است داشته باشد ؟ در آيات بالا اشاره‌اى به آن نشده و لذا بعضى معتقدند اثر سحر تنها از جنبهء روانى است . نكتهء ديگرى كه در اين جا تذكر آن لازم است اين كه به نظر مىرسد قسمت قابل توجّهى از سحرها به وسيلهء استفاده از خواص شيميايى و فيزيكى به عنوان اغفال مردم ساده لوح انجام مىشده است . مثلا در تاريخ ساحران زمان موسى ( ع ) مىخوانيم كه آنها درون ريسمانها و عصاهاى خويش مقدارى مواد شيميايى مخصوص ( احتمالا جيوه و مانند آن ) قرار داده بودند كه پس از تابش آفتاب و يا بر اثر وسايل حرارتى كه در زير آن تعبيه كرده بودند ، به حركت در آمدند ، و تماشا كنندگان خيال مىكردند ، آنها
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 141 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى