چنين مىشود : و پيروى كردند آنچه را بر دو ملك در بابل نازل شد .
« هاروت » و « ماروت » عطف بيان براى « ملكين » و علم براى آن دو است ، و آنچه بر آن دو نازل شد علم سحر بود كه خداوند براى آزمايش مردم آن را نازل فرمود ، هر كس كه آن را آموخت و به كار برد [ و از آن سوء استفاده كرد ] كافر شد و كسانى كه از آن دورى جستند و يا فقط آن را فرا گرفتند تا نزد خود حفظ نمايند ، آنان از مؤمنان شدند ، چنان كه قوم طالوت را خداوند به نهر آبى آزمايش كرد ، در نتيجه هر كس از آن بسيار نوشيد از آيين او خارج شد و هر كس هيچ نياشاميد [ يا كفى بيش بر نگرفت ] بر آيين طالوت باقى ماند و از سپاهيان او به شمار آمد . و قرآن مجيد در آيهء 249 سورهء بقره به اين ماجرا اشاره كرده است .
وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا . . .
؛ يعنى آن دو ملك هيچ كس را تعليم نمىدادند مگر پس از آن كه او را متنبّه ساخته و به او مىگفتند : ما امتحان و آزمايشى از جانب خدا هستيم ، بنا بر اين پس از آموختن علم سحر « 1 » خود را با اعتقاد
هامش
( 1 ) - در مورد اين كه سحر چيست و از چه زمانى پيدا شده و از نظر اسلام چگونه است مطالب ارزندهاى در تفسير نمونه بيان شده كه براى آشنايى بيشتر شما خوانندگان محترم بخشى از آن را در اين جا نقل مىكنيم .
در اين كه « سحر » چيست و از چه تاريخى به وجود آمده بحث فراوان است . اين قدر مىتوان گفت كه سحر از زمانهاى خيلى قديم در ميان مردم رواج داشته است ، ولى تاريخ دقيقى براى آن ذكر نشده است و نيز نمىتوان گفت چه كسى براى نخستين بار جادوگرى را به وجود آورد ؟
ولى از نظر معنى و حقيقت سحر مىتوان گفت : سحر نوعى اعمال خارق العاده است كه آثارى از خود در وجود انسانها به جا مىگذارد و گاهى يك نوع چشم بندى و تردستى است و گاه تنها جنبه روانى و خيالى دارد .
سحر از نظر لغت به دو معنى آمده است :
1 - به معنى خدعه و نيرنگ و شعبده و تردستى و به تعبير قاموس اللغة سحر يعنى خدعه كردن .
2 - كل ما لطف و دق ؛ آنچه عوامل آن نامرئى و مرموز باشد .
در مفردات راغب كه مخصوص واژههاى قرآن است به سه معنى اشاره شده :