نوعى از معاصى [ چون كفر ] استعمال شود فسق بزرگترين كفر است و اگر در مورد گناه باشد بزرگترين گناه و نافرمانى محسوب مىشود .
الف و لام در « الفاسقون » براى جنس است ولى بهتر اين است كه ، اشاره به اهل كتاب باشد .
أَ وَ كُلَّما عاهَدُوا
؛ « واو » براى عطف بر جمله محذوف است ، و معنايش اين است كه آيا به نشانههاى روشن نبوت تو كفر ورزيدند ؟ يهود به پيمان شكنى مشهور است ، از اين رو خداى سبحان در جاى ديگرى از قرآن مىفرمايد :
الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ
؛ « كسانى كه چند بار با تو پيمان صلح و مسالمت بستند - مانند يهود بنى قريظه - آن گاه عهد تو را در هر بار شكستند » ( انفال / 56 ) .
« نبذ » به معنى انداختن و ترك كردن چيزى است . نبذه فريق منهم ؛ رمز اين كه خداوند « فريق منهم » فرموده اين است كه برخى از آنان پيمان شكنى نكردند .
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
؛ بلكه بيشتر آنان به تورات ايمان نياوردهاند ، و از لحاظ ديانت در حدّى نبودند كه به عهد و ميثاقى كه بستهاند پاى بند باشند و پيمان شكنى را گناه بشمارند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 101 ]
وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 101 )
ترجمه
و هنگامى كه فرستادهاى از سوى خدا به سراغشان آمد در حالى كه به راستى كتب آسمانى آنها گواهى مىداد جمعى از آنان كه داراى كتاب بودند ( اهل كتاب ) كتاب خدا را پشت سر افكندند ، گويى از آن كتاب هيچ نمىدانند . ( 101 )