تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
خود مىخوانند و بعد او را متهم ميكنند كه نسبت به اناث آن خانواده نظر بداشته و حق مهمان‌نوازى را نقض كرده قصد كشتنش مينمايند . اگر متهم بتواند از اين فريبگاه و مهلكه با دادن 500 روپيه تاوان و يا بهتر حق و حساب و جريمه خود را خلاص نمايد شخص خوشبختى خواهد بود . در طرح اين نقشه‌ها از پيش طراحان امر و مأمورين اطلاع دارند و آنچه را كه بايد به اين حيله از خارجى دريافت كنند و وضع خارجى را از پيش برآورد كرده‌اند . نيمى از اين جريمه بعنوان پاداش نبوغ و زرنگى به طراح و مخبر قضيه داده مىشود و نيم ديگر ان به مباشر يا پيشكار و حاكم ميرسد . تقريبا يك ماه در لباس معامله‌گر اسب در هرات ماندم . شايع كردم كه قصد زيارت مشهد دارم و اين امرى است عمومى كه مردمى كه از اين شهر ديدن مىكنند اغلب به زيارت مشهد ميروند . اعلام اين قصد را مقرون بصرفه ميدانستم زيرا در تمام مدت بهانه‌اى در دست داشتم كه بعذر آن هرقدر ميخواستم ميتوانستم در هرات بمانم و از طرفى به همين علت ميگفتم كه در بازگشت از مشهد بهرات اسبهاى مورد نياز را خريده و ميبرم و حسن كار در اين بود كه مجبور نبودم گله‌اى از اسبان را همراه ببرم و باز با همين تمهيد در تمام طول توقف در هرات فقط دو راس اسب خريدم . هيجدهم و نوزدهم مه - از هندوئى كه نماينده ما بود كسى را بعنوان راهنمائى گرفته در ساعت 5 بعد از ظهر روز هيجدهم مه باتفاق راهنما و ساير همراهان از هرات حركت كردم . در آغاز از كشتزارها گذشته و بتدريج با خارج شدن از حومه شهر و نزديك شدن بكوهستان ، مزارع تقليل يافتند . در دوازدهمين ميل اسبان را مهار كرده به قصد خواب دراز كشيديم . دوباره قبل از طلوع خورشيد در جهت مغرب رانده در بيست و دومين ميل از ده سخوان
Sekhwan
عبور كرديم . به طول يك ميل از ميان اين ده بزرگ طى طريق كرده پس از آن در ده كوچكى كه متعلق بدرويشى بود اطراق نموديم . راه در سراسر مسير بسيار خوب بود ولى بادى شديد ميوزيد و طوفان شن به هوا برميخاست و سخت مزاحمت فراهم ميكرد . اينك از آنجا كه از مرز سرزمين افغانها خارج شده