با زراعتى كم و آبى فراوان و خوب و گلههاى گوسفند متعدد . وجود كاروانسرائى در اين محل نويد وصول بتمدن را اعلام ميداشت .
بيست و نهم مه - امروز صبح از اونشى حركت كرده پس از طى پنج ميل به سراى خرابهاى در حاشيه بيابان رسيديم كه آبى فراوان داشت ولى آذوقه و عليق يافت نميشد . دوباره ساعت سه بعدازظهر در حالى كه سعى ميكرديم مجاور با كوهستان سمت چپ برانيم و در جهت مغرب و بعد در جهت جنوب پيش رفتيم . راه طبس از روى تپهها و در سمت چپ ماست و فقط در 8 فرسنگ از آن مساكن انسانى يافت مىشود و بخاطر سنگى بودن مسير آن براى راهپيمائى اشتران مساعد و مناسب نميباشد و من به همين جهت راه بيابان را انتخاب كردم . در سومين و در هفتمين و در يازدهمين ميل بچاهى برخورديم كه در حوالى چاه آخر براى تجديد قوا چهار ساعت متوقف سپس در جهت جنوبغربى 37 ميل ديگر رانديم . در هر فرسنگ چاهى وجود داشت كه خشك بود و فقط در بيست و پنجمين ميل يكى از آنها آب داشت .
سىام مه - پيش از طلوع خورشيد و بيشتر در جهت مغرب حركت را آغاز نموديم .
در دوازدهمين ميل در چاهى كه معمولا كاروانها در كنار آن توقف ميكنند آب بدست آورده پس از طى 7 ميل بده اسپك
Ispuk
وارد شديم . اسپك دهى است كوچك پر از غله و ميوه و آب و عليق و گوسفند . از اونشى تا اينجا براى اشتران باردار چهار منزل راه سهل العبور بشمار مىآيد . ما در همين روز براهمان ادامه داده پس از عبور از ميان تپهها در پانزدهمين ميل به ده محمّد رسيديم . در اينجا سرائى بزرگ وجود دارد و هندوئى دكانى را ميگرداند و آب آن خوب و غله و عليق فراوانست .
سى و يكم مه - از ده محمد تا چهارده - در اولين دوازده ميل راه ريگزار وجود نداشته بتدريج سراشيب مىشود و سپس قلهاى را در دست چپ دور مىزند . اين راه چه در مسير صحرائى و چه در قسمتى كه از پاى كوهستان ميگذرد بسيار خوب مىباشد در بيست و چهارمين ميل به چهارده رسيديم . در هشت ميلى اينجا و در جنوبشرقى