تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
ملا كتابى قطور و بزرك زيربغل داشت و راهنمايم در مورد مالى كه بطريقى بدست آورده بود سئوالى كرد و ميخواست . بداند كه طريق تهيه آن مال مشروع مىباشد و يا نه و خلاصه مال مال حلال است يا حرام . ملا در جواب شرايط و قوانين حلال بودن را توضيح داده و تفسيرات شرعى را بيان ميكرد و ضمنا ناگهان اضافه نمود كه در برابر چنين سيد جليل القدرى او نبايد چيزى بگويد و به همين جهت به آنچه بيان مىكند صددرصد اطمينان ندارد و بعد رو به من كرد و پرسيد كه آيا نظر شرعى كه داده است درست مىباشد يا نه . من بدون تفكر و به علامت تاييد سرم را تكان دادم و وقتى چنين كردم ناگهان ضمن اينكه از من مىپرسيد شيعه هستم يا سنى زبان باعتراض گشوده بر من حملاتى سخت روا داشت . در جواب گفتم شيعه مىباشم و با گفتن آن دوباره كلام مرا تكرار كرد و گفت صحيح نبود كه سيدى شيعه چنين جوابى بدهد . در اين مباحثه من باخته بودم و براى رهائى از دردسر برگشتم تا با مردمى كه مىگفتند اميدواريم از اين بحث رهائى يا بى وارد گفتگو شوم ولى ملاى مصر به اين سادگىها ساكت نميشد و پس از يك وقفه كوتاه با آرامش و متانت فوق العاده‌اى گفت : شايد سئوالى را كه از شما كرده‌ام به خوبى نشنيديد ، اگر اجازه بفرمائيد ، دوباره آن را تكرار مىكنم و دوباره سئوال خود را تكرار كرد . من به زبان هندى به او جواب دادم كه مطالب وى را به خوبى درك نميكنم و لذا نميتوانم عقيده خود را كامل و صريح و درست درباره موضوعى كه مطرح نموده است بيان دارم . سپس ملا روى به غنى راهنمايم كرد و بتصور اينكه من فارسى نميدانم به او گفت تا اظهاراتش را بهندى ترجمه كند . غنى با لطف و مهربانى خاصى مطالب را توضيح داده و مرا از دردسر ملا نجات داد . وقتى ملا رفت غنى گفت : بايد توجه داشته باشيد كه وقتى نميخواهيد وارد بحثى شويد صدبار نه گفتن بهتر از يك‌بار بله گفتن است زيرا كسى نميتواند از كلام شما دست‌آويزى بيابد كه تا به اتكاء آن با شما وارد بحث و مجادله گردد . از آن پس اين توصيه و اندرز را مؤكدا به كار بستم و از اظهار اطلاع و دانائى بر احاديث و مسائل قرآن و نظاير آن خوددارى كردم و به همين جهت از زحمات و دردسر ستيزه و مجادله و مباحثه و شايد كشف واقعيت خود در چهار