تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
به سرزمينى سنگى و محكم و هموار رسيديم كه در آن اثرى از گياه نبود و در آن همچنان ميرانديم . كوهستان روبرو نزديك ميشد و ديديم كه خلنگ‌زار و بوته زارى در پاى آن ظاهر ميگردد و من بعشق وصول به آن شتر خود را سريع و يورتمه ميراندم . به زودى به اين منطقه رسيده در ميان انبوه درختچه‌هاى كوتاه و درختان بلند توقف كرديم . دو سه بلوچ را به جستجوى آب فرستاديم و اين مردان خستگىناپذير به زودى بازگشتند و گفتند در فاصله دو ميلى محل توقف ما تومانى از بلوچها و گوسفندان آنها يافته‌اند كه در آن تومان آب باران تازه و خوب فراوان يافت مىشود و نيز بزى بعنوان پيشكش و هديه براى جمعه خان آوردند زيرا به مردم تومان گفته شده بود كه اين كاروان عازم زيارت مىباشد . اين جنگل را چاگى
( Chaguy )
مينامند و مراتع آن بسيار غنى و پربركت است . بفاصله يك روز راه از اين محل و در سمت جنوب آن آبگيرهائى كم‌عرض ولى عميق از آب‌شور يافت ميشوند . بيست و پنجم مارس - بخاطر چراى اشتران و سير شدن آنها تا نيمروز در اين محل مانديم . گرچه فقط چند ساعت با لباس و سلاح و آماده‌باش خوابيديم ولى استراحت خوبى بود و پس از اين استراحت كوتاه تجديد قوا كرده سرحال و بانشاط گرديديم . در حدود ساعت يك بعدازظهر سوار شده به زودى وارد كوهستان روبرو شديم . اين جبال دايره‌وار از ناحيه خاران باينجا ميرسد و بفاصله نزديكى از گردنه‌اى كه از آن گذشتيم ، و در شمال آن پايان مىيابد . تمام سرزمين سمت راست صحرائى است كه تا قندهار ادامه دارد . بعدها فهميدم كه دو گردنه و يا معبر در اين كوهستان وجود دارد . گفته ميشد معبر شمالى كه در خط عبور ما قرار داشت توسط افغانها اشغال گرديده است و ما براى احتراز از برخورد با آنان كوهستان را دور زده بمعبر سمت چپ رفتيم و با دو برابر كردن راه عبور معمول اين تپه‌ها ، براهى موازى راه اول رسيديم و در روز سوم به محل كوچن
( Koochen )
وارد شديم .
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 284 | هنرى پاتينجر / شاپور گودرزى