تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
بود . چوپان فرشى گسترد و بعد از سلام و تعارفات معمول بما گفت كه سى نفر افغان مدتى پيش آنجا آمده در جستجوى ما بودند و چون دانسته‌اند كه هنوز به آن حوالى نرسيده‌ايم براى اشغال گردنه‌اى بسوى كوهستان حركت كرده‌اند . سپس مرد چوپان دوغ برايمان آورد و من بزى از او خريدم كه همراهان آن را در طرفة العينى كشتند و پختند و بلعيدند . پس از صرف غذا چند ميلى پيش رفته پس از انحراف از راه در مزرعه كوچكى كه در آن جو كاشته بودند براى استراحت دراز كشيديم . بيست و سوم مارس - پيش از طلوع آفتاب برخاسته به سمت مغرب حركت كرديم و از سرزمينى كه روزگارى آباد بوده و اينك به علت خشكسالى بيابان و لم يزرع شده بود عبور كرديم . براى صرف صبحانه در كنار خرابه‌هاى غلام شاه ، يا بهتر بگويم قسمتى از بقاياى يك شهر قديمى توقف نموديم . در اينجا آب‌انبارى كوچك از آب باران يافتيم و پس از دو ساعت استراحت به راه خويش ادامه داديم . در سمت راست راه تپه ماسه‌ها در نزديكى ما قرار دارند و اراضى دست راست آن را دق مىنامند كه بسيار عريان و هموار است . در مسير راه از حوالى تومانى از بلوچها و از كنار گله‌هاى آنان رد شديم ولى از ترس دسته‌اى كه در تعقيب و در جستجوى ما بودند جرأت نكرده نزد آنان رويم . ناگهان باران و رعدوبرق و بادى شديد شروع شد و طوفان ماسه‌ها را به هوا بلند كرده بر سر و روى ما مىكوبيد . از شدت طوفان مجبور شديم بديواره خشكرودى پناه برده چند ساعتى پشت بباد خود را در آنجا در امان نگهداريم . پس از آرامش طوفان و صاف شدن هوا از پناهگاه خارج شده پس از طى مسافتى كوتاه براى استراحت و خواب توقف كرديم . بيست و چهارم مارس - پس از صرف شام و چند ساعت استراحت برخاسته سوار شديم و در هواى سرد كه كمى باران و مه نيز وجود داشت تا ساعت 7 صبح كه براى صبحانه توقف كرديم پيش رفتيم . سلسله جبالى در روبرو و تپه‌اى جالب و مخروطى شكل بنام مك رستم در فاصله ده ميلى دست چپ ما قرار داشت . پس از صرف صبحانه
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 283 | هنرى پاتينجر / شاپور گودرزى