تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢

بخش ضميمه خلاصه وقايع مسافرت كاپتن كريستى پس از جدائى از ستوان پاتينجر

بيست و دوم مارس - در بيست و دوم مارس از نوشكى خارج شده پس از عبور از تپه ماسه‌هاى كوچك مسير راه در كنار بركه‌اى از آب و باران كه با همه آلودگى و كثافتش تازه بود بانتظار وصول جمعه خان توقف كردم . پس از يكساعت جمعه خان كه شترش به زودى پيدا شده بود رسيد و آنگاه دوباره حركت كرديم . جمعه خان و رفقايش گفتند كه از رفاقت آنان مطمئن و آسوده‌خاطر باشم زيرا اينك همه ما با يكديگر برادر مىباشيم . پس از عبور از زمين هموار و نمكزارى كه از بالاى گردنه كوهستان بمانند آب مينمود در فاصله چهارده ميلى و در پاى تپه‌اى براى صرف غذا توقف كرديم . آب آن محل شورمزه بود ليكن بوته و علوفه كافى براى چران اشتران وجود داشت . پس از خوردن غذائى عجولانه از نان و خرما دوباره به سمت مغرب حركت كرديم تا هرچه زودتر از بيابان نمك بگذريم . راهنماى ما مجبورمان ميكرد بسرعت و باشتاب حركت كنيم . او مىگفت در همان هنگام كه از تومان خارج شده‌ايم دشمنان ما نيز از تومان خارج شده خواهند كوشيد كه از طريق راه ديگرى خود را براى غارت ما بصحرا برسانند . در حدود ساعت 10 شب نورى را از دور ديديم و به زودى بكلبه چوپانى رسيديم كه اطراف محوطه خود را براى حفاظت گله‌اش با بوته‌هاى خشك معجربندى كرده
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 282 | هنرى پاتينجر / شاپور گودرزى