روزى كه در كاشان بودم خبرى بما رسيد كه ژنرال مالكم مايل است به زودى براى ملاقات و كسب اجازه رسمى و قبل از مراجعت ميسيون بهندوستان به اوجان كه در آن محل ، اردو يا اردوى سلطنتى برپا مىباشد عزيمت كند . با شنيدن اين خبر به قصد ميانه حركت كرده ده منزل فاصله كاشان تا قريه ميانه را در نهايت سرعت ممكنه طى نموديم . ميانه دهى است كه در پاى معبرى در قافلانكوه ( كوه ببران ) بنا گرديده است . در كف دره اين كوهستان رودخانه قزلاوزن ( رودخانه طلائى ) جاريست و پلى قديمى كه 8 دهانه مختلف الابعاد دارد ارتباط بين دو طرف رود را ممكن ميسازد .
ارتفاع پل زياد و تماشاى مناظر اطراف از روى پل بسيار بديع و دلپسند و زيبا مىباشد .
بمحض پايين آمدن از معبر تعدادى برجهاى خرابه و ديوارهاى افتاده و شكسته و سالم در دست راست جاده مشاهده ميگرديد كه قسمتى از آنها از سنگ ساخته شده و قسمتى از جاده قديمى مجاور آن نيز سنگفرش مىباشد . اين بناها را شاه عباس اول شروع بساختمان كرده و سرانجام توسط شاه عباس كبير خاتمه يافته است . رود قزلاوزن مرز ايالت عراق و ايالت آذربايجان مىباشد .
روزى كه بميانه رسيديم چاپار يا قاصد سوارهاى را ملاقات كرديم و نامههائى دريافت داشتيم كه بما دستور داده بودند از طريق نزديكترين راه و ميانبر و در مراغه كه در بيست فرسنگى جنوبغربى تبريز قرار دارد به ژنرال مالكم بهپيونديم . طبق اين دستور از كوتاهترين راه و از مسير كوهستانى و ميانبر عازم مراغه شديم و پس از طى سه منزل راه ، يك بار ديگر خود را در ميان جمع ياران و اعضاء جامعهاى كه درست در هفت ماه قبل از بمبئى از آنها جدا شده بوديم يافتيم . بطوريكه كاپتن كريستى حساب ميكرد در طول اين مدت مسافتى بيش از دو هزار و دويست و پنجاه ميل مسافرت كرده بود درحالىكه طول جمع مسافرت من به دو هزار و چهار صد و دوازه ميل بالغ ميگرديد .
كاپتن كريستى از جانب دولت عليه بريتانيا و هيأت سياسى و بموجب قرارداد فيما بين دولت بريتانيا و دربار ايران در اين كشور باقى ماند تا بعنوان يكى از افسرانى
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: هنرى پاتينجر
ص٢٨٠