تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
اول ژوئن - در اين بيست و چهار ساعت از دو محل گذشتيم و در واقع مسافرتى در دو مرحله داشتيم . اول از رباط تا كراه به طول سى ميل از دشتى عبور كرديم كه اراضى آن زير كشت نبوده فقط در بعضى از نواحى قطعات جنگل انبوه آن را مىپوشانيد . دوم از كراه به قلعه متروك خونسار به طول 10 ميل . در نيمه راه بين كراه و قلعهء خونسار برودخانه‌اى شور رسيديم كه در واقع آب آن محلول آب‌نمك بود ولى گودى رود بقدرى بود كه آب تا زير زانوى اسبان ميرسيد . ساحل هموار رود بعرض چندصد يا رد در هر طرف ، سراسر در زير قشر ضخيم سفيد نمك پنهان شده به اين ميمانست كه برفى سنگين بر روى زمين منجمد گرديده است . اين پوشش نمكى در زير سم اسبان و قاطرها با صدا ميشكست يا بهتر ترق و تروق ميكرد . رودخانه را نيز پوششى از قشر نمك سفيد فراگرفته بود ولى اين پوشش بهم فشرده نبوده در برابر ورود انسان و حيوانات به داخل آب اشكالى ايجاد نمىكرد . خراه « 1 » دهى پاكيزه است و مسافران هرچه بخواهند مىتوانند در بازار آن فراهم كنند . سرزمين بين خراه و خونسار خارج از تصور زيبا و پرمنظره و رمانتيك است . سلسله كوههاى كم‌ارتفاع آن را بدره‌هاى زيبا و پست يا دشتهائى آباد تقسيم مىكند كه پوشش گياهى آن جالب و حتى فراز قلل آن را چمن پوشانده است . راه ما از يكى از اين صخره‌ها از ميان تنگه‌اى كم‌عرض كه فقط يك قاطر از آن مىتواند عبور كند و طول آن چيزى بيش از پنجاه يا رد بود مىگذشت . بجز اين قسمت كوتاه ، بقيه راه بسيار خوب و علوفه و عليق در همه‌جا فراوانست و به همين جهت ايلات يا قبايل چادرنشين در اين اراضى و در زير چادرهاى نمدى سياه اجتماعات مهمى را تشكيل ميدهند .
هامش
( 1 ) -KURRAHياKHURRAH