بوضعى ثابت و منظم حداكثر استفاده را از اين مقررى تأمين نمايند . جمعيت ده رباط از سيدها تشكيل مىشود كه ظاهرا مردمى زحمتكش و خوشرفتار به نظر ميآيند ولى در آنها نوعى كبر و نخوت وجود دارد زيرا بخاطر سيد بودن خود را برتر از ساير همنوعان ميدانند و اغلب مردمى كه ادعاى سيد بودن دارند و اولادان پيغمبر به حساب ميآيند چنين احساسى داشته و خويشتن را از ديگران برتر دانسته و متمايز مىباشند . در اينجا كاروانسرا و يا مكانى براى استراحت و باراندازى كاروانها وجود ندارد و لذا بما اجازه دادند كه براى استراحت در مسجد منزل كنيم .
در مدت توقف ما در رباط خندهآورترين غوغا و نزاعى در حضور جمع بين استربانان و مردى مسافر كه با ما همسفر بود و نام و وضعى مستعار داشت اتفاق افتاد . يكى از استربانها بر سر مسأله كوچكى با اين مسافر بجدل و مشاجره پرداخت و سرانجام براى ختم مجادله توافق كردند باهم كشتى بگيرند و برنده مسابقه كشتى ، پيروز محسوب گردد و به اين جهت به داخل حياط مسجد كه كف آن با آجر مفروش بود رفتند . استربان تقلائى بيهوده در به خاك انداختن حريف و همسفر ناشناس ما ميكرد و سرانجام مرد مسافر فرصت مناسبى بدست آورده حريف ناشى را بارتفاع چند يا رد به هوا پرتاب كرد و در نتيجه استربان با چنان شدتى بر كف آجرى مسجد فرود آمد كه بيحس و آرام و تقريبا بيجان
هامش
- دهقانان و باغداران هرگز از اين پاداش بهرهور نميشوند ، زيرا هرگاه هم كه چنين مقرر گردد مالك يا رئيس محل معمولا اين مبلغ را بنفع خود برميدارد . اين روش خانهخرابكن وقتى هيأتى يا مأمورانى از راهى و سرزمينى عبور ميكنند پريشانىآور است زيرا تمام افراد آن تصور ميكنند كه حق دارند از امتياز سورسات بهرهور گردند و اگر جلوى زيادهروى ايشان گرفته نشود از اينكه نهايت استفاده را بهر نحو كه باشد ببرند بر خود شك و ترديدى روا نميدارند . من ديدم يكدسته مأمور استران خود را براى چرا به داخل مزارع سرسبز غلات راندند زيرا دهاتيها از اجراى حكم سورسات سرپيچى كرده بودند .