ترديد ميتوان چنين نتيجه گرفت كه در آب و هوا و يا آب شهر كرمان خاصيتى هست كه جاهاى ديگر فاقد آنست و اين كيفيت هم در ايالت كشمير مشاهده مىشود . من تمام كارخانههاى مهم بافندگى كرمان را سركشى كردم ولى در طرز بافتن آنها هيچچيز جالبى كه قابل شرح باشد نديدم ولى در يكى از اين كارخانهها نمونههاى پشمى را كه به كار مىبرند ديدم كه جنس آن از هرنوع پنبه لطيفى كه تابحال ديدهام لطيفتر مىباشد و چند شالى كه من اينجا خريدم باندازهاى نرم و قشنگ مىباشد كه تجار هندى كه بعدا شالها را بايشان نشان دادم قيمتى معادل 5 برابر قيمتى كه خريده بودم براى آنها تعيين كردند .
پشم پس از اينكه چيده شد و چندبار شسته و پرداخت گرديد در محلولى كه تركيبات آن را هيچكس جز سازندگان آن نميدانند مدت چند هفته گذاشته مىشود .
اين محلول ظاهرا از جوشانيدن برگ و پوست درختان مختلف بدست مىآيد و پشم را نرم و قابل خم شدن و مناسب براى ريسندگى مينمايد . عمل ريسندگى را زنها انجام مىدهند و نخى كه تابيده شد بدينترتيب براى كارگاه بافندگى حاضر و آماده مىشود .
اهالى كرمان قسمت اعظم مصنوعات و محصولات خود را از قبيل شال و نمد و تفنگ فتيلهاى به خراسان و كابل و بلخ و بخارا و ايالات شمالى ميفرستند و در ازاء آنها انقوزه و انواع صمغ و ريواس و روناس و ساير ادويه و پوست بخارائى و خز و ابريشم و فولاد و مس و چاى دريافت ميكنند . سه محصول اخير به مصرف داخلى ميرسد و بقيه را به هندوستان و سند و عربستان و سواحل درياى احمر صادر ميكنند . به اين نواحى محصولات ديگرى از قبيل پسته و برگ گلسرخ و غنچه گل به منظور ساختن مربا و انواع چسب و فرش و شمش صادر ميگردد و از كشورهاى اولى قلع و سرب و آهن و مس و فولاد و فلفل و ساير ادويه وارد مىشود و همچنين چيتهاى گلدار ( اعم از اروپائى و هندى ) و دبيت يا اطلس و ململ و چاى و ساتن كيم خاب ( پارچههاى ابريشمى گلدار ) و زرباف و دانههاى
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: هنرى پاتينجر
ص٢٥٨