تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
خلاف انتظار و غيرمترقبه بود موجب تعجب گرديد و چون نسبت به صحت اظهارات وى مشكوك بودم جواب دادم كه متأسفانه در قدرت من نيست كه راجع به اين اصول تذكراتى بدهم زيرا نه توانائى دادن دستورات مذهبى را دارم و نه اجازه و اختيار آن را ، ولى چنانچه واقعا مايل است كه راجع به آن اطلاعات مكفى بدست آورد ممكنست بهندوستان مسافرت نمايد و در آنجا اشخاص بسيارى خواهد يافت كه مايلند در تعاليم و دستورات دينى ، او را راهنمائى و كمك نمايند . پس از آنكه ديد نمىتواند از اين راه چيزى دستگيرش شود و به مقصود برسد به من اطمينان داد كه در شهر كرمان شش‌هزار نفر هستند كه انتظار آمدن انگليسها را ميكشند و از من پرسيد پس چه‌وقت خواهند آمد . كلمه‌اى كه او به زبان فارسى ادا ميكرد « 1 » هم شامل شخص من و هم شامل ملت انگليس ميشد ولى من معناى كلمه را شخص خودم تصور كرده و به همان ترتيب به او جواب ميدادم . ولى او با خلق‌تنگى گفت : نگاه كن ، تو به من اطمينان ندارى . چرا نميفهمى كه به تو چه ميگويم ؟ من طالب دوستى و رفاقت با همه شما هستم و شش‌هزار نفر مرد پشت سر من ايستاده است . باز هم تظاهر به نفهميدن كردم ولى درعين‌حال اظهار كردم كه عادت اروپائيان اين نيست كه شخص غريبه‌اى را محرم راز و اسرار خود نمايند و او ميخواست جواب بدهد كه شخص ثالثى وارد شد و جاسوس خارج گرديد . « 2 »
هامش
( 1 ) - شما كلمه‌اى بود كه بطور كلى براى بيان كلمه انگليس‌ها به كار ميبرد . ( 2 ) - استفاده از جاسوس مخالف و مغاير رفتار كلى دولت ايران نسبت به ميسيون ژنرال مالكم بوده هيچگاه جزئىترين عمليات اكتشافى و مطالعاتى يا ساير اقداماتى كه براى تحصيل آگاهى كامل از ايران و منابع آن به عمل آمد فاش نگرديد . بهرحال در اين مورد ترديد نيست كه هيچكس زحمت اين كار را به خود نميداد مگر آن‌كه طبق اوامر -