تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
معذورم دارند چون شخص شاهزاده كوچكترين تمايل و توجهى نسبت به اين امر نشان نداده بود و لذا به همين ترتيب بفرستاده پيشكار يا كارگزار جواب دادم . هنوز يكساعت از رفتن قاصد نگذشته بود كه داروغه و يا ناظر كاروانسرا حضور بهمرسانيد و تقاضا كرد مبلغ معمولى يك روپيه را كه باج هرشتر است بابت هرشتر بپردازم و همچنين بابت اسبى كه چند روز قبل خريده‌ام نيز يك روپيه بدهم . بنابراين مبلغ سه روپيه به او پرداختم ولى جواب دادم كه چون كاروانسرا ملك شخصى شاهزاده مىباشد بايد از پرداخت هرگونه ماليات و عوارضى معاف باشم . ولى روز ديگر دوباره داروغه حاضر شد و گفت فراموش كرده بود كرايه اطاق مسكونى را مطالبه كند . چون مبلغ موردنظر بسيار كم و فقط نيم روپيه و چند سكه مسى « 1 » بود بخاطر كنجكاوى از او سؤال كردم بدستور چه شخصى براى وصول اين ( مبلغ سنگين ) مراجعه كرده است و جواب همان بود كه انتظار شنيدنش داشتم ، يعنى دستور شخص شاهزاده . داروغه اضافه كرد اگر من قبول كرده بودم كه بحضور حضرت و الا شرفياب گردم از پرداخت اين مبلغ و همچنين ماليات شترها معاف ميگرديدم . اين اقرار به نظر من نهايت درجه پستى را ثابت مينمود و ازاين‌رو با لحنى جدى از داروغه سؤال كردم كه آيا تصور ميكنى كه با اين پول ولو اينكه چندين هزار برابر ميشد ممكن بود كه حس احترام من و يا هر مامور ديگر دولت بريتانيا جلب گردد و يادآورى كردم كه شخصا وظيفه‌ام را نسبت به - شاهزاده انجام داده پس از ورودم به شهر كرمان بحضورش بار يافته‌ام و ميتوانم قضاوت كنم آيا با من رفتار شايسته شده است يا نه . داروغه اگرچه ايرانى بود ولى ظاهرا از رفتار ناپسند عاليجناب شاهزاده خجالت كشيده مىخواست جوابى بدهد كه من مهلت نداده و كف دست او يك روپيه پول گذاشتم و گفتم كه مايلم به اطلاع شاهزاده برسانيد كه در صورت تمايل مىتواند بقيه آن يك روپيه را نيز تصاحب كند . ناظر يا داروغه پول را در جيب
هامش
( 1 ) - در حدود يك شيلينگ و ده پنس پول انگليسى