تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
بملاقات من ميآمدند بيشتر مواظب رفتار و اطوار خود بودند و ديگر احتياجى نداشتم كه در اطاقم را ببندم و بمحض اينكه از دست مزاحمين خلاص بشوم در تاريكى بنشينم و بالاخره به اين ترتيب جلوى ورود اشخاص ناشناس را بگيرم . در واقع اگرچه من هميشه از ديدار افرادى كه از مصاحبت آنها اطلاعاتى كسب ميكنم و يا صحبت آنها باعث سرگرمى باشد لذت ميبرم ولى در اينجا اين جمع فقط قسمت بسيار كوچكى از مهمانان مرا تشكيل ميدادند و بالعكس قسمت اعظم آنها از اشخاص تنبل و جاهل و طفيلىهاى اجتماع تشكيل ميشدند . مخصوصا بخاطر دارم روزى پس از اين‌كه از ديدن يك كارگاه شالبافى باطاق خود مراجعت كرده مشاهده نمودم اطاقم توسط 8 يا 9 نفر لوطى صاحب خرس اشغال شده است و براى اينكه از دست آنها خلاص بشوم مجبور بودم به آنها مقدارى پول بدهم و آنها نيز قول دادند كه ديگر هيچوقت مراجعت نكرده و مزاحم من نخواهند شد . لوطىها در ايران سمت لودگى و مسخرگى دارند و شايد خوشحال - ترين طبقات اين امپراتورى باشند زيرا هرچه بخواهند و مايل باشند ميكنند و بر زبان ميآورند و هيچ‌كس حتى اعضاى خانواده سلطنتى و صاحب‌منصبان عاليرتبه دولتى جرأت ندارند موجبات رنجش و خلق‌تنگى آنها را فراهم كنند . گاهگاهى از آنها بعنوان وسيله انتقام عليه اشخاص نجيبى كه مورد بىمهرى و يا غضب شاهانه قرار ميگيرند استفاده مىشود و زن و بچه اين اشخاص اعم از جنس ذكور و يا اناث به اين لوطىها واگذار ميگردد تا هرچه دلشان بخواهد ولو شنيع‌ترين اعمال را با آنها انجام دهند . « 1 » در روز پانزدهم ماه مه شاهزاده براى رسيدگى باتهام اشخاصى كه متهم بقتل يكى از نوكران او بودند بر مسند قضا نشسته بود ، حال ترس و وحشتى كه در تمام مدت آن روز بر عموم اهالى مستولى شده بود قابل تشريح و توصيف نيست . دروازه‌هاى شهر براى
هامش
( 1 ) - تصور مىكنم در دوران سلطنت اين پادشاه چنين موردى اتفاق نيفتاده باشد ولى در دوران سلطنت آغا محمد خان كرارا اين امر اتفاق افتاده است .