تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
موقعى كه وقت عزيمت و رفتن به خانه رسيد بسيار خوشحال شدم . اين وعده غذا كه در بين ايرانيها غذاى اصلى مىباشد كاملا با شام ما اروپائيان تطبيق مىكند و از شام تا ظهر روز بعد ديگر غذائى صرف نميشود و ظهر موقع صرف نهار است و در صبح زود هم ممكنست مقدارى ميوه تازه بخورند . دو يا سه موضوع در موقع صرف غذاى ايرانىها بسيار باعث ناراحتى است . از هرچه كه نزد شما قرار داده‌اند بايد بخوريد و الا اگر چيز ديگرى خواستيد يك نفر كه پاى خود را وسط سفره ميگذارد از طرف ديگر سفره براى شما خواهد آورد و يكى ديگر كه باعث ناراحتى اروپائيان است طرز نشستن به حال دوزانو مىباشد و اين طرز نشستن حتى براى خود ايرانيها نيز بدون ناراحتى نيست . خوردن غذا با انگشتان دست مستلزم بودن و استفاده كردن از دستمال نيز مىباشد و مع الوصف من دستمالى براى پاك كردن دست سر سفره نديدم و بسيارى از ايرانىها بجاى آن از نان استفاده ميكنند . اين نانها كه بسيار نازك پخته شده و وسعت هركدام دو تا سه فوت مربع است به خوبى بجاى دستمال قابل استفاده ميباشند . موضوع ديگرى كه بسيار قابل ايراد و اعتراض است نبودن قاشق براى برداشتن سوس و خورشهاى مختلف است . گوشت مرغ يا گوشت بره را با دست و انگشت پاره‌پاره و تكه‌تكه ميكنند و اين كار بدون توجه بنظافت دست انجام مىشود و ديدن اينكه شخصى با دست چرب و پرروغن خود كه همان لحظه در پيش چشمان شما آن را ليسيده است دست در ظرف خورش بكند و رفيق پهلوى دستى او هم به همان ترتيب بوى كمك نمايد واقعا عملى وحشيانه است و در بيننده توليد نفرت مينمايد . هيچ مردمى در عالم بهتر از ايرانىها بانواع و اقسام نزاكت و ادب و رسم مهمان نوازى از غريبه‌ها در خانه خود آشنائى ندارند و هرگاه تفوق و برترى خيالى بر خود نميساختند شايد بهترين همراهان و خوش مشرب‌ترين رفيق محسوب ميشدند ولى روحيه خودخواهى و غرور بىموردى كه در آنها اعم از اين‌كه در عاليترين مقام و يا در پائين‌ترين درجات طبقات اجتماعى باشند فطرتا و ارثا قرار دارد آنها را حتى هنگام