موفقيت داشته است بقسمى كه نعيمآباد امروز قدرى هم از ريگان بزرگتر شده و بسيار پرجمعيت و پررونق مىباشد . خود او غايب و به كروك رفته بود و بنابراين به من اجازه داده نشد داخل قلعه را ببينم ولى نما و قسمت بيرونى ساختمان قلعه بسيار مرتب و منظم و پاكيزه است و از نظر نظافت و مرتب بودن ، بيشتر به ديوار خانه مسكونى شباهت دارد تا بيك قلعه بزرگ . از حيث نقشه شباهتى تام با ريگان دارد فقط تفاوتش اينست كه شكل قلعه نعيمآباد متوازى الاضلاع است و در هريك از دو ضلع بزرگتر بجاى يك برج دو برج ساخته شده است .
پس از اينكه تمام روز در نعيمآباد بانتظار مراجعت كريم خان معطل مانديم ، من همان راهنمائى را كه از ريگان همراه آورده بودم اجير كردم تا راهنمائى ما را به شهر بم به عهده بگيرد . راهنما نيز از اين فرصت استفاده كرده مرا وادار نمود تا مبلغ گزافى بابت مزد بپردازم . در واقع ميتوانستم كه در ريگان راهنمائى براى تمام راه استخدام كرده باشم ولى چون شتربانها به من گفته بودند كه كريم خان يك بار براى ملاقات و ديدار محمود خان به شهر كلات رفته است قصد داشتم خودم را بخاطر قبول راهنمائى جديد به او معرفى كرده باشم تا مهربانى وى به من مسلم گردد .
27 آوريل - سيزده ميل به طرف شمالغرب از بين اراضى بسيار حاصلخيزى كه همه آن زير كشت بود عبور كرديم . اين ناحيه را جويبارهاى فراوان از هرجهت و در هر جا قطع ميكرد و ما پس از طى اين مسافت ساعت 9 صبح به جمالى وارد شديم . اينجا شهر كوچكى است و دويست الى سيصد نفر مشغول تعمير و تجديد ساختمان ديوار كهنه و مخروبهاى بودند . ناشتائى خود را زير درختان پرسايه گردو كه در كنار نهر آبى نزديك شهر قرار داشت صرف كرديم و ساعت 11 صبح دوباره حركت كرديم و هنوز بيش از دو ميل نرفته بوديم كه بكريم خان برخورديم . فورا بسوى او رانده خود را معرفى كردم و اضافه نمودم كه از محمود خان كلات شنيدهام كه وى زمانى براى ديدار خان به كلات رفته است و ازاينرو براى اثبات دوستى خودش با آن سردار درخواست
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: هنرى پاتينجر
ص٢٢١