تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
و تأمل بيشترى بكنم و به او گفتم كه شخصى پست و بىشرم مىباشد و جرات نخواهد داشت كه نه من و نه هيچ‌يك از نفراتم را نزد رشيد خان بفرستد و بوى اطمينان دادم كه طرز رفتار و برخورد او را در موقع ورودم به كرمان بشاهزاده گزارش خواهم داد . راهنما و چند نفر از رهگذران در مجادله ما دخالت كردند و تصور ميكنم فهميد كه در تهديدهاى خود تندروى كرده است و پس از آنكه زير لب قدرى غرولند كرد گفت كه بايد بخاطر داشته باشم كه من در مملكت و قلمروى شخص شاه هستم و غريبه‌ها نمىتوانند مقصد خود را اظهار و اعلام نكنند و از پيش من كه صلاح نديدم بيشتر از اين جوابش را بدهم دور شد و چون در اين موقع باران شروع ببارش كرد به سمت قلعه خزيد و مرا بجاى خود و پيروز باقى گذاشت . 26 آوريل - براهنما گفتم احتياط كرده نزديك ما بخوابد تا آنكه از هرگونه تأخير احتمالى او در حركت احتراز شود و امروز صبح قبل از اينكه كسى بتواند فكر خروج از قلعه را بكند از آنجا حركت كردم . پس از طى مسافت ده ميل به سمت شمالغرب كه از وسط دشتى عبور مينمود كه قسمتى از اراضى آن را به منظور كشت و كار شخم زده بودند و قسمتى از آن نيز از بوته‌هاى علف پوشيده بود به شهر نعيم‌آباد وارد شدم . كدخداى اين محل كريم خان از بلوچهاى كرد مىباشد . او برادر رئيس كل سرحد يعنى الفت خان است ولى چون با برادرش و ساير سرداران آن نواحى مرافعه و نزاع كرده بود ويرا از دريافت ارث و ميراث پدرى محروم كرده بودند و وى بناچار بنرمان‌شير فرار كرده حكمران كرمان ، قلعهء بدون جمعيت و شهر نعيم‌آباد را بوى اعطا نموده بود . اين طرز بخشش و عطايا چندين بار توسط حكمران كرمان در پنج شش سال اخير به كار رفته و علت آن هم ضمن توضيحات كلى كه بعدا درباره اين ايالت داده خواهد شد بيان مىشود . كريم خان تمام مساعى خود را به كار بسته تا همشهريانش را تشويق و وادار كند بمتصرفات جديد او بيايند و در تحت لواى قدرت او سكنى گزينند و در اين كار به خوبى