تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
من بگيرند لازم بود اگر چيزى هم دارند به من بدهند تا گرسنه نمانم . او بر اين گفته و تصور من لبخندى زد و جواب داد تا اينجا اين‌طور فهميدم كه بموجب حق مهمان‌نوازى توقع دارى در اينجا هم از تو پذيرائى كنم . من آماده شده بودم تا جواب منفى بدهم ، ولى او اضافه كرد : من چنين خواهم كرد ، شما نبايد تصور كنيد كه شهسوارها « 1 » بدتر از بلوچهائى هستند كه ديده‌ايد . سپس از او جدا شدم تا شب را در زير درختانى در خارج از قلعه بسر برم زيرا در اينجا قانونى اكيد وجود داشت كه به هيچ خارجى اجازه داده نميشد در داخل قلعه بخوابد . در مدت نيم‌ساعت غذائى فراوان مركب از نان و شير برايمان آوردند . بيست چهارم آوريل - همراهان من و شتران در مسافرت اخير فوق العاده خسته‌وكوفته شده ناراحتىهاى شديدى را متحمل شده بودند . ازاين‌رو امروز بخاطر استراحت و تجديد قواى همسفران و چهارپايان مجبور شدم در ريگان توقف كنيم . اين خستگى نه تنها بخاطر طول راه و سختيهاى آن بود بلكه از وقتى كه به زمان را ترك كرديم گرفتار غول گرسنگى شده ، ذخيره غذائى ما به زحمت براى يك وعده در روز كافى بود و حتى شتران بيچاره در اين اواخر چيزى نخورده بودند . جيره مختصر روزانه ، مرا مجبور كرد عليرغم ميل باطنى از به زمان ببعد سهميه آرد مورد مصرف روزانه شتران را قطع كنم و چون اين حيوانات فرصت چرا هم نداشتند بىنهايت لاغر و ضعيف شده بودند بطوريكه مجبور شديم قسمت عمده راه بين به زمان و ريگان را پياده طى كرده آنها را يدك بكشيم . « 2 »
هامش
( 1 ) - نام طايفه رئيس ( 2 ) - افزايش آرد به جيره غذائى اشتران سبب ميگردد كه اين حيوانات سريعتر حركت كرده مدتى بيشتر براه‌پيمائى ادامه دهند . در حدود يك مشت آرد را با آب مخلوط كرده به شكل گلوله‌هائى كه به اندازه كله طفل كوچكى است در ميآورند سپس آنها را به داخل گلوى
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 213 | هنرى پاتينجر / شاپور گودرزى