تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
هرروز آغلها را پاكيزه كنند گرچه منافع شخصى كه بر جمع‌آورى كود حيوانى مترتب مىباشد خود انگيزه برقرارى اين مقررات است . به غير از نگهبانان موظف دم دروازه كه از جانب حكومت حقوق ميگيرند ، مراقبين و كشيكچيان ديگرى پس از غروب آفتاب و در تمام شب بر برجها گماشته ميشوند و اين جمع مراقبت شديدى را مرعى داشته و در شب با صدا كردن و هاىزدن هم يكديگر را آگاه كرده قوت قلب ميدهند و هم بديگرانى كه محتملا در خارج از قلعه بوده قصد شبيخون دارند خبر مىكنند كه مراقبين و مدافعين آماده دفاع هستند . اين شبگردى بخاطر حفظ امنيت عمومى از جانب اهالى و بنوبت و داوطلبانه اجرا ميگردد . اين مردم مجبورند هميشه گوش بزنگ حمله و قصد غارت و چپاول بلوچهاى سرحد و بمپور و ساير نواحى شرقى باشند زيرا ساكنان اين نواحى كمتر ممكنست در سالى كمتر از دوبار به قصد چپو و اردوكشى به اين نواحى داخلى ايران هجوم نبرند . رئيس ريگان ، عباسعلى خان از نژاد و تبار بلوچ است و متابعين و پيروان او نيز از اعقاب بلوچها مىباشند . او شش پسر دارد كه جملگى جوانانى مقبول هستند و بسيار مؤدب و مهربان بوده آرزومندند كارى كنند كه موجبات شادمانى مرا فراهم كرده حس حق‌شناسى مرا نيز برانگيزند . در هنگام شب كه مشغول صحبت بوديم تصادفا از جريدبازى « 1 » صحبت كردند و وقتى بانها گفتم تا به حال آن را نديده‌ام دو نفر از ايشان فورا دستور دادند اسبهايشان را بياورند و بر آنها سوار شده در جلوى در قلعه بزورآزمايى و نيزه‌بازى پرداختند . به نظر مىآمد كه سواركارانى ماهر بودند و به نحوى تحسين‌آميز اسبها را اداره ميكردند . اما مطلبى كه لازم است درباره اين بازى توضيح دهم آنست كه اين بازى عمومى بوده و بين تمام طبقات ايرانى مرسوم مىباشد و اينك باختصار آن را شرح مىدهم . جريدبازى بر دو نوع است . يكنوع آن وسيله دو سواركار انجام
هامش
( 1 ) - جريدبازى يا نيزه‌بازى از كلمه جريد به معناى نيزه و بازيدن به معناى بازى كردن تركيب شده است
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 215 | هنرى پاتينجر / شاپور گودرزى