صاف كه تصوير بوتهها و درختان در ان نيز منعكس مينمود . يك بار در استان كرمان در ايران منظره سراب را چون صفحه آبى بر چهره تپهاى مشاهده كردم كه از پاى آن نيز گذشتم . اگرچه پديده سراب به اين شكل بندرت مشاهده ميگردد ولى ايرانيهائى كه ( فارسها ) با من همسفر بودند مىگفتند اين نوع سراب در نتيجه تشعشع نور خورشيد بر سطح نمكى ، كه اتفاقا در آن تپه نيز فراوان بود ، بوجود ميآيد .
هنگامى كه فاتح محمد ملازم باوفايم نانها را پخته « 1 » بود ، اين مسأله يا چگونگى مصرف آب برأى گذاشته شد و يكدل و يكزبان و باتفاق آرا تصميم گرفتيم بقيه ذخيره آب را كه در حدود يك پنت « 2 » بود بتساوى بين خودمان و همچنين راهنما تقسيم كنيم و پس از آنكه با رعايت صرفهجوئى جرعهاى آب نوشيديم جهت خواب دراز كشيديم .
بيست و سوم آوريل - شب مهتاب و زيبائى بود و ازاينرو تصميم گرفتم با استفاده از نور مهتاب و خنكى شب از فرصت بهرهبردارى كنم و با پيشرفت سريعتر و درنگ كوتاه تر شيوهئى پيش گيرم تا شايد فردا عصر به ريگان برسيم . به اين حساب فقط اجازه دادم كه به جهت رفع خستگى دو ساعت استراحت داده شود و آنگاه در ساعت يك صبح حركت كرديم . در انتهاى ميل ششم بچشمهاى بنام گهگان « 3 » رسيديم كه آب آن بقدرى شور
هامش
( 1 ) - روش نان پختن ما سادهترين روشى بود كه تابحال ديده و يا شنيده بودم . تودهاى هيزم خشك و مقدارى سنگريزه معادل نيم بوشل جمع مىكنند و ريگها را بر روى هيزمها ميريزند سپس هيزم را آتش ميزنند و با شعلهور گشتن هيزم و سوختن چوبها سنگريزهها بتدريج داغ شده و در آخر كار سرخ ميشوند . خميرى را كه ساخته و آماده شده است در وسط ريگها مىنهند و در ظرف ده دقيقه به نانى قابل مصرف تبديل مىگردد . در اين عمل تنها احتياطى كه لازم است مرعى گردد آنست كه خمير را كاملا بپوشانند تا مانع خروج كامل و سريع هوا گردد و الا نان ميسوزد .
( 2 ) -Pintمعادل 20 آونس مايع و در حدود نيم ليتر
( 3 ) -Gehgan