تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
مىشود كه هريك نيزه‌اى چوبى به طول 12 فوت يا بيشتر به كار مىبرند . نوع ديگر آن فقط توسط يك سواركار بازى مىشود و طول نيزه او نيز در حدود دو يا سه فوت است . در بازى اول ، دو مبارز متناوبا چهارنعل يكديگر را تعقيب مىكنند و نيزه را با حد اكثر قدرت پرتاب مينمايند . هدف نيزه‌انداز آنست كه بر حريف خود ضربه زده او را از اسب به پائين بيفكند در حالى كه حريف نيز با نهايت چالاكى و تردستى نه تنها جاخالى ميدهد بلكه سعى مىكند نيزه را در هوا گرفته و متقابلا و در عوض بحمله پردازد . بازى ديگر ساده بوده و مشتمل است بر آنكه اسب را در نهايت سرعت ميرانند و نيزه كوتاهى را از سر با ضربه شديد به سوى زمين پرتاب مىكنند بقسمى كه در اثر عكس العمل ضربه ، نيزه به سمت بالا بپرد و سپس آن را ميربايند . اين مهارت به زودى تحصيل ميگردد و حتى بدون جزئى خطر و پيش‌آمدى انجام مىيابد . اما من مكرر يكه خوردم ، در حالى كه نيزه با سرعت فوق العاده بسوى يكى از برادران در پرواز بود و فكر مىكردم كه اين ضربه بدون شك و يقينا او را بر زمين خواهد انداخت نمىتوانستم از يكه خوردن و بهيجان آمدن خوددارى كنم . با همه احوال معتقدم تنها كسى بودم كه اين‌طور فكر ميكرد زيرا بازىكنندگان از آن بىنهايت لذت ميبردند و تماشاگران نيز هيجانى جز هلهله و كف زدن و تحسين خبرگى حريفان بخرج نميدادند .