نفوذ درختان گز ، تاغذ ، بابول و خربو
( Khurbo )
« 1 » پوشانيده و آب فراوان داشت . دو نوع درخت آخرى كه در اينجا بسيار رشد مىكنند پرگل بودند و بوى خوش عطر آنها با بوى خوش بوتههاى كوچك و وحشى درآميخته و هوا را كاملا پر از عطر كرده بود . بغرنجى و پيچ در پيچى راه در ميان اين جنگل وحشى و زيبا باشكوه بود ولى انتظار ميرفت هرلحظه راه را گم كنم ، بندرت بيش از 15 تا 20 يا رد در يك سمت حركت مىكرديم . آخرين چهار ميل بقيه راه من از جائى مىگذشت كه بستر رود در آن قسمت در زمين هموار و سختى باز شده بود . اين قسمت را نيز بوتهها و درختان كوتاه فراگرفته بودند . هنگام غروب آفتاب در اين دشت درنگ كرده اطراق نمودم . عرض دشت در حدود 7 ميل و از اطراف در تپههائى محصور است . در نزديك دشت اراضى كشت و زرع شده و خرابههاى دهكدهاى بزرگ بنام آسمانآباد از مناظر جالب منطقه است .
اهالى اين ده بجز دو سه خانواده همگى به ابتر و فهرج « 2 » مهاجرت كردهاند .
ميزان متوسط راهپيمائى امروز ما به اندازه ديروز بود و آنطوركه من حساب مىكنم بر سى و دو ميل بالغ مىگردد . بستر رودخانه و همچنين كف دشت در منتها اليه جنوبى ، از آثار چالههائى كه بر اثر سيلابهاى شديد كنده شده بودند پر بود .
قطعات بزرگ چوب ، سنگ و آشغال در مارپيچهاى سابق رود با حجمى خارق العاده رويهم انباشته شده بود . مشاهده كردم كه علفهاى هرزه خشك در شاخههاى بالائى درختان گير كرده و در وضع موجود از سطح زمين در حدود 12 يا 15 فوت ارتفاع داشتند . واضح بود كه اين علوفه و برگهاى خشك پس از فروكشيدن سيلاب بر شاخ و برگ درختان باقى ماندهاند . شبهنگام ساز و آوازى عاشقانه مركب از زوزه گرگها و آواى كفتار و جيغ شغالان و ساير حيوانات وحشى شروع گرديد كه در آغاز صداى آن از راه دور به گوش
هامش
( 1 ) - گل خرزهره و گل بادام
( 2 ) -HufturوPuhraبلوچها اين لغات را به ترتيب اپتر و پهره تلفظ مىكنند :
توضيح مترجم