خدا ميداند كه دست تقدير و سرنوشت مرا وادار به مسافرت با چه كسى كرده است ، نميدانم كه چه مذهبى دارى آيا جهود و يا كافرى « 1 » با آنكه يكنفر شيعه لعنتى هستى ؟
من رسول خدا را شهادت گرفتم كه هيچيك از اينها كه او ذكر كرد نيستم و فقط يك نفر مسلمان سنى هستم و مىخواستم كه با نهايت قاطعيت بحث خود را ادامه دهم و اعتراضات او را جدا رد كنم كه يك نفر از شتربانهايم آمد و گفت نان پخته شده حاضر است و ما همراه او براى صرف غذا رفتيم . وقتى شرح اين واقعه را براى فاتح محمد گفتم از اينكه دربارهاش تصور يهودى بودن شده است فوق العاده دچار خشم و غضب گرديد و قسم خورد كه ميرخداداد مرد احمقى است و از آداب مذهب كه بدانستن آن تظاهر مىكند و مىخواهد بسايرين هم دستورهاى مذهبى بدهد به كلى بىاطلاع است و حاضر است كه روز ديگر اين مطلب را در جلوى همه افراد دسته ما ثابت كند .
لذا به همين قرار يك تكه نان به او تعارف كرده گفت هرقدر كه از آن حلال است تناول كند ولى بيشتر از آنكه حلال است نخورد « 2 » . سردار متوجه نكته دقيق اين مطلب نشد و پس از اينكه به خوبى مورد سرزنش قرار گرفت كه چرا به كار ديگران مداخله مىكند موضوع برايش شرح و توضيح داده شد و ثابت گرديد كه در انجام وظايف دينى مردى كامل و مطلع نيست .
هامش
( 1 ) - ظاهرا منظور از كلمه كافر تمام مسيحيان است .
( 2 ) - از جمله نكات كوچك و مضحك ( البته مضحك به نظر سخيف مولف كتاب : توضيح مترجم ) كه قرآن به آن اشاره كرده آنست كه شخص نبايد خردههاى غذا را كه هنگام تناول غذا در بين دندانها گير مىكند و مىچسبد فروبرد . منظور از اين دستور كاملا روشن و غرض اين بوده است كه پيروان رسول هميشه دهان خود را پاكيزه نگهدارند . ولى بطورى اين دستور تحريف شده و يا چنان در اجراى آن بعضى از متعصبين مسلمان افراط مىكنند كه در بين هر لقمهاى از گوشت كه ميخورند دندانهاى خود را خلال كرده و دهان را ميشويند . ( نظر مؤلف است : توضيح مترجم ) .