در نقاطى كه صلح و امنيت بيشترى حكمفرماست جان و مال مردم در پناه قوانين اعم از قوانين الهى و يا بشرى قرار دارد و حفظ و حراست مىشود . عقل انسانى حتى در برابر فكر و تصور چنين پستىها و شرارتها بمبارزه و انقلاب برميخيزد و بندرت مجال تحقق به آن مىدهد . اما در چنين نواحى و نقاط وضع كاملا متفاوت است . در اينجا متداولترين و آشناترين موضوع صحبت و مذاكره ، خونريزى و آدمكشى و غارت و دستبرد مىباشد . اهالى اين نقاط بنا به عادت خود نه تنها از جنايات و آدمكشىها ، كه طبيعت انسانى بايد از آن متنفر و مشمئز باشد روگردان نيستند بلكه با نهايت خونسردى آنها را موضوع مذاكره و سرگرمى خود قرار مىدهند .
لوريها كه در اين مورد مجرم اصلى بودند دستهاى ولگرد و كوچنشين هستند كه جاى ثابتى براى مسكن و ماوا ندارند ، و در بسيارى از جهات ، ديگر صفات آنها شباهت تام و تمامى به كوليهاى اروپا دارد . اينها با زبانى كه مخصوص خودشان است صحبت مىكنند و هردسته داراى شاهى مىباشد . لوريها بر بودن بچه و دلهدزدى شهرت دارند و اوقات خوشى و راحتى را به بادهگسارى و رقص و موسيقى ميگذرانند و آلات موسيقى را هميشه برادروار با خودشان حمل مىكنند . ضمنا چند خرس و يا ميمون نيز براى انجام نمايشهاى عجيب و غريب و مضحك حيلهبازى با خود همراه دارند .
در هردسته معمولا دو يا سه نفر متخصص در علم پيچيده رمل « 1 » و اسطرلاب و كورا
( Qoorua )
وجود دارد . علاوه بر اينها با وسايل ديگرى نيز پيشگوئى مىكنند و لذا
هامش
( 1 ) - رمل لغت عربى و معنايش شن است . طريق پيشگوئى آنست كه مقدارى از آن را روى تختهاى كه رويش مراسمى انجام شده ميريزند و از روى آن سرنوشت شخص را مىخوانند .
كسى كه اين عمل را انجام مىدهد رمال ناميده مىشود . كورا بمعنى قرعه و فال است و بطرق مختلف انجام ميگيرد ، ولى معمولترين آن وسيله استخوان مرده انجام مىشود كه به شكل طاس درآورده شده با حروف شكلى ( هيروگليف ) منقش شده است . طاسها را شخصى كه مىخواهد طالعش را ببيند ميريزد و پيشگو نتيجه را شرح مىدهد .