تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
بندرت وضع حمل مىكنند و بجاى داشتن بچه ترجيح مىدهند كه دختر بچه‌ها را بدزدند و آنها را مجبور كنند كه راه و روش لوريانرا در پيش گيرند . اگر زنى باردار شد و وضع حمل كرد طفلى كه به دنيا مىآيد متعلق به همه افراد محسوب مىشود و در سن معينى هم اين تازه‌وارد به همان طريق ديگران دست به كار مىشود . در مسير امروز خود مكانى را به من نشان دادند كه تقريبا دو ماه قبل ، خان جهان خان ، يكى از روسا و سرداران سيستان در آن‌جا چادر زده بود . اين شخص بهمراه 700 الى 800 نفر از غارتگران به اين ناحيه يورش و حمله برده هرچه را كه در راه خود ديده غارت نموده بود . حدس ميزدم كه اموال زيادى در اين غارت نصيب او نشده باشد ولى با تعجب شنيدم كه اين اموال به چند هزار گوسفند و بز و چند برده و غلام و شتر بالغ گرديده بود . بعدها كه كاپتن كريستى به شهرى كه خان جهان در سيستان اقامت دارد رفته بود شنيده بود كه نام اين شخص در نواحى و مناطق مجاور توليد وحشت و اضطراب ميكرده است . امشب كمى قبل از غروب آفتاب ميرخداداد از من خواست كه با او نماز بگزارم . بهانه‌اى پيش آوردم و از نقطه‌اى كه توقف كرده بودم دور شدم در حالى كه فقير كابلى مشغول اذان « 1 » گفتن بود و چون وقت تنگ بود نمىتوانست دنبالم بيايد و مرا به نماز وادار كند . ولى وقتى نمازش تمام شد پيش من كه بمنظره خارق العاده ناحيه مگسى نگاه ميكردم آمد و پس از مقدمه كوتاهى گفت كه نميتواند علت عدم تمايل مرا به
هامش
( 1 ) - معادل كلمه اذان در انگليسى وجود ندارد . اذان به معناى دعوت مقدماتى و اخطار براى اداى نماز است . كسى كه اذان مىگويد بنام مؤذن خوانده مىشود و در مساجد از فراز بلندترين گلدسته اذان مىگويند . هنگامى كه مؤذن صدائى صاف و روشن داشته باشد تأثير اذان بسيار مطبوع و سحرآميز است .