پيروى از او و افراد ديگر در نماز بداند و اظهار داشت عمل فاتح محمد هم قابل ايراد است و بهرحال هر علت كه مىخواهد داشته باشد براى ما دو نفر كه عازم زيارت هستيم انجام مراسم مذهبى از واجبات است و هيچگونه عذر و بهانهاى موجه و مسموع نميتواند باشد . بىدرنگ بيادم آمد كه مراد خان در كلگان مرا يك نفر زوار معرفى كرد و او تابحال تصور مىكرده است كه واقعا زوار هستم و رفتارش در تمام طول اين مدت همگى حاكى از آنست كه ما را واقعا زوار حساب مىكرده است و من از كندذهنى و عدم توجه خود به اين موضوع متعجب شدم .
بهرحال نخواستم حقيقت واقعه را بميرخداداد كه به نصيحت خودش ادامه مىداد و ميگفت كه بايست تكاليف مذهبى خود را بهتر و بيشتر رعايت كنم بگويم . او مىگفت كه شخصا حاضر نيست از خانهاش حتى يك ميل دور شود مگر آنكه تكاليف مذهبى خودش را انجام داده باشد .
در جواب نصايحش گفتم كه در بعضى از اوقات و شرايط پيغمبر مقدس و مقتدر ما محمد ص عبادت و پرستش خدا و رسول را منع كرده است و ما يعنى من و رفيقم فاتح محمد آلان در همان حال هستيم . لباسهائى را كه به تن داريم يك ماه است عوض نكردهايم و حتما او اگر مسلمان است به خوبى ميداند و آگاه است كه هرمسلمان موظف است كه بدن و تن خود را مانند فكرش قبل از اينكه دست دعا بسوى خدا دراز مىكند پاك و منزه سازد .
منتظر بودم با ذكر اين دليل و منطق كه براساس تعاليم و دستورهاى عاليترين مرجع مسلمانان « 1 » است متقاعد شده باشد و سكوت اختيار كند ، اما بار ديگر بحث خود را شروع كرد و گفت باستناد همان دستور كه من الساعهء از آن ياد كردم براى مسافران و اشخاصى كه در سفر هستند استثناهائى قائل شدهاند و سپس روى به من كرد و گفت :
هامش
( 1 ) - قرآن كريم