برانگيختن سوءظن مىگردد و طبعا به گوش پادشاه كابل و يا وزيرش ميرسد و آنها قطعا تصميم خواهند گرفت تا شما را در فراه « 1 » متوقف كنند . ما در توجه بمشورت و مشاوره با آنها مىبايد بطور قطعى و كامل بدذاتى و نادرستى و بدخواهى اين مردان را ارزيابى كرده مورد دقت قرار دهيم ولى بهرصورت وانمود كرديم كه طبق راهنمائى ايشان رفتار خواهيم كرد و تذكر داديم قبل از آنكه راه خاصى را انتخاب كنيم آن راه را كاملا مطالعه كرده و مىسنجيم .
سوم مارس - پس از واقعه ديروز ، بيش از آنچه انتظار داشتيم داروغه مير مصطفى خان را مؤدب يافتيم و در برخورد با ما بسيار مهربان بود . او گفت آماده است تا هرچه خواسته باشيم برايمان آماده كند و هركار داشته باشيم انجام دهد . سپس سؤالات بيشمارى در خصوص مقاصد آينده ما مطرح كرد . پرسيد كه آيا در نظر داريم در كلات بمانيم و يا به سرزمينهاى شمالى برويم ؟ چه تعداد اسب و چه نوع اسبهائى احتياج داريم ؟ ما سؤالات ويرا بر روى قطعه كاغذى يادداشت كرده و به همه آنها جواب مقتضى داديم . از تمام سؤالات متنوع وى چنين استنباط كرديم كه بدون شك اخيرا از طرف خان و يا برادرش به او دستور داده شده بود تا تحقيق كند كه ما واقعا كى هستيم . وقتى او را ترك كرديم فكر مىكرديم كه او را فريفته و متقاعد كرده بوديم كه سوداگر اسب هستيم و به او اطمينان داده بوديم كه احتمال دارد مدت طولانىتر در قلمرو محمود خان بسر بريم .
از طرفى اميدوار بوديم گزارش داروغه به خان چنان نتيجه مساعد و موافقى بدهد كه بتوانيم چهره پنهانى و ساختگى خود را بهتر حفظ كرده و نسبت بقبل احتمال شناسائى ما بيشتر تقليل يابد . از جمله اخبار روز ، او اظهار داشت كه گروهى مركب از 50 سوار در شب قبل در عبور خود از قندهار به كوچ گنداوا از كلات گذشتهاند . اين عده از جانب وزير پادشاه كابل مأمور بودند تا خلاصى خانواده و استرداد اموال روح اللّه بيگ را بخواهند . اين مداخله ، همانطور كه از قبل هم فهميده شده بود ، بعنوان
هامش
( 1 ) - شهرى در خراسان در نيمه راه هرات و قندهار . نقشه مراجعه شود