بوده است و اين سم را يكى از پنج زن پدرش به او خورانيده است . در اولين ديدار ، از ملاقات وى دچار حيرت و تعجب شديم زيرا دريافتيم با آنكه در چهارديوارى كلبه خرابه كوتاه سقفى زندانى است ولى لوازم منزل با ظرافت و خوشسليقگى چيده شده و تعدادى نوكر از وى پذيرائى مىكنند . وقتى در مورد شخصيت او سؤال كرديم جواب دادند كه پسر روح الله بيگ تاجر بسيار ثروتمند بابى است كه در دو هفته قبل در كوچ گنداوا از جانب مصطفى خان برادر خان كلات محكوم بمرگ و مقتول گرديده است .
حالت غمناك اين مرد جوان كه در رفتار و بيانش چيزى عالى وجود داشت كنجكاوى ما را برانگيخت و نيز احساس شفقت و دلسوزى كرديم و در نتيجه مجبور شديم تا درباره وضع خاص پدرش تحقيق نمائيم . بما گفته شده بود كه مير مصطفى خان از مدتها پيش بوى مظنون و معتقد بوده كه روابط و مكاتبات محرمانه و خيانتآميزى با فاتح خان ، وزير يا پيشكار شاه محمود ( در آنزمان يكى از رقباى تاجوتخت كابل ) دارد و لذا شبى باتفاق چهار نفر از نوكران خود به خانه او در كوچ گنداوا رفته آنطورى كه ميگفتند ، او را شقهشقه نموده بود . اين عمل ستمگرانه و ناجوانمردى در مورد مرد بىدفاع بابى ، سبب جوشوخروش فوق العاده و سروصداى زياد و نارضايتى بين تمام طبقات مردم گرديد زيرا اعدام ( اگر اين عمل اعدام ناميده شود ) مردى در آن مقام و مرتبه و حسن شهرت ، واقعهاى بىمانند بود . مير همچنين بفوريت قاصدى به كلات اعزام كرده بود تا پسران روح اللّه بيگ را توقيف و تمام اموال ويرا مصادره كنند . اين عمل از بسيارى جهات دليل خوبى بود بر اثبات اين مدعا كه فقط تمول سرشار او تنها گناه و يا جنايت آن مرد بدبخت بود .
داروغه مير به حكم و اجبار موظف بوده است منزل و اموال او را مصادره نمايد و آن طورى كه مىگفتند ، بموجب فهرستى كه از دارائى و اموال باارزش و گرانبهاى او براى گزارش به رئيس برداشته بود بهاى اين اموال متجاوز از سه ميليون روپيه « 1 » تخمين زده ميشد .
دو پسر مرد بابى زندانى شده بودند و به سومى كه از آن پس به سختى مريض بود اجازه داده
هامش
( 1 ) - 375000 ليره استرلينگ