پرش به محتوای اصلی

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحه 98

پدیدآورندگان:

ص۹۸
بدون شك بموجب نقشه و طرح قبلى بود كه سرانجام در اجراى آن و دريافت مقصود خود توفيق يافتند و غرض اصلى آن بود كه از ما دلالى و صرافى بيشتر دريافت كنند . اينان در سه چهار روز آخر ، ما را در بىتكليفى و تعليق و دودلى باقى گذاردند و حتى يك بار قطعا گفتند ، بهيچ‌وجه نميتوانند چنين حواله‌هائى را آماده كنند مگر آنكه ما موافقت كنيم آن‌قدر در كلات بمانيم تا شالومول نامه‌اى به شيكاپور بنويسد و جواب آن را دريافت دارد . از آنجا كه اين عمل سه هفته طول مىكشيد كاپتن كريستى آمرانه از پذيرفتن ان امتناع كرد و پس از مجادله و مباحثه زياد و طفره‌زنى هندوها مجبور شديم كه با پرداخت عوارض و هزينه فاحش و زياد آنها يعنى 5 ر 5 درصد كميسيون باضافه نرخ مقرر روز براى مبادله و حواله پول سازش و موافقت كنيم . از همين جريان و وقايع بسيار آرزده خاطر شديم ولى ديديم قبول مرحله دوم تا خلاصى ثانوى از كلات خود باز چند صد روپيه خرج برمىداشت . چنين رفتارى موافق و جزئى از افكار تجارتى و سوداگرى و معاملات همه هندوهاست . آنها هيچگاه معامله‌اى را حتى در خواب تفسير و تعبير نمىكنند مگر آنكه برايشان نفعى روشن و اجتناب‌ناپذير داشته معلوم باشد مبلغى پول با در مضيقه گذاشتن طرف ديگر و در فشار نهادن طرف معامله تحصيل نمايند . نمايندگان سوندرجى معتقد به اين كه معاملات موردنظر به حساب اوست البته كوشش مىكردند كه با صرفه‌ترين قراردادها را بر آنها تحميل كنند و آنها نيز وقتى بىصبرى و عجله ما را ديدند سعى كردند از آن بهره‌بردارى كنند . در روز بيست و ششم پيرمردى پاكيزه و آراسته نزد ما آمد و با چشمانى گريان از ما درخواست كرد تا همراه او به شهر رفته بيمارى را كه در شهر است معاينه و معالجه كنيم . از بيمار عيادت كرديم ، مريضى بود بسيار لاغر و پوست و استخوان كه بسيار ضعيف و نحيف و بدحال مينمود . مقدارى دارو برايش تجويز نموديم ولى مداوا مؤثر نيفتاد و چهار پنج روز پس از آن مرد . شنيديم كه مرگ او سبب نكوهش ما نگرديده ما را در درگذشت وى مقصر ندانسته‌اند زيرا بطور عموم تصور مىكردند كه در نتيجه مصرف سمى گرفتار مرگ تدريجى