افراد آن در سرزمين پادشاه كابل و سرزمين درانى « 1 » زندگى مىكنند ، جائى كه گلههاى گوسفند و بز خود را بچرا برده در چادرها بسر مىبرد . بعضى از ايشان همانطور كه گفته شد به كلات و بعضى از شهرها مهاجرت كرده بتجارت پرداخته و بازرگانانى معتبر شدهاند و به تبعيت از حرفه بازرگانى خوى وحشى بومى را رها كرده در شهرهاى بزرگ سكونت گزيدهاند . من دلايلى دارم كه بموجب آن معتقدم تعداد بيشمارى از آنان و افرادى شبيه بايشان در قسمتهائى از شمال استان پنجاب زندگى مىكنند .
دهوارها يا دهقانان ( هردو كلمه مترادف بوده به معناى دهاتى است ) چهارمين و آخرين طبقه از جوامعى است كه من آن را بعنوان جامعه اصلى و مؤسس كلات مىشناسم .
اين مردم در قسمتهاى مختلف سرزمين كلات زندگى كرده و بنامهاى مختلفى مشهورند و هرگروه را بنام محلى مىنامند كه در آنجا زندگى مىكنند .
مثلا ساكنان نواحى مستونگ ، ترى و پرينگواد
, Teree . Pringuwadh ) ( mustoong
دهاتى در شمال كلات را دهوار نمىگويند بلكه آنانرا مستونگى و تريچى و پرينگوارى مىخوانند . ريشه و اصل اين مردمرا نتوانستم تعيين كنم و اثرات
هامش
( 1 ) - درانى طبقه اول افغانها بشمار مىآيد . احمد شاه ابدالى از طايفه درانى بود و در اعقاب وى پادشاهى و حكومت باقيماند . درانىها بطوايفى تقسيم ميشوند و سرزمين زندگى و قلمرو قدرت ايشان وسيع است . قندهار پايتخت درانيهاست و پس از آن در تعدادى از شهرهاى درجه دوم و كوچك نيز بسر مىبرند . براى مطالعه تاريخ مفصل در اينها و افغانها به خوانندگان توصيه مىكنم نوشتههائى را كه توسط عالىجنابElphinstone , Lnvoy to The Court of Kaboolمنتشر شده مطالعه كنند . وى اكنون در پونه زندگى مىكند و تبحر و دانشمندى او سبب گرديد تا با كفايت كامل و به خوبى از عهده اين مسئوليت برآيد و من نيز بخاطر دوستى و مكاتبات فيما بين مديون ايشان هستم .