و نشانههائى محققانه بيابم ولى زبان محاورهاى اين جماعت بطور كلى و عمومى فارسى سره و خالص است و باينجهت مىتوان معتقد بود كه ايشان از اعقاب ايرانيان و فارسى زبانانى هستند كه پس از بازگشت نادر شاه از هند در اين نواحى باقى ماندهاند . ولى از طرف ديگر گروهى از ايشان اعقاب خود را بزمانى خيلى جلوتر از حمله نادر نسبت مى - دادند و به اين ترتيب نظر قطعى نميدهم .
پيشه آنان كشاورزى بوده ، آنانى كه در كلات و يا در حولوحوش كلات بسر مىبرند موظفند بدون دريافت حقوق و دستمزد بخان كلات خدمت كنند . اين خدمات عبارتند از تهيه آب ، سوخت ، علوفه و غلات براى خان و مهمانان ايشان و دام آنان ، شركت در شكارهائى كه خان در حوالى شهر كلات انجام ميدهد ، قاصدى و نامهرسانى هميشه و هرگاه كه براى انجام خدمات عمومى لازم باشد . در ازاى اين بندگى دهواران از معافيتهائى بهرهمند مىگردند مهمترين و پرمنفعتترين اين بخشودگىها عبارتند از : زميندارى بدون پرداخت ماليات ، عدم پرداخت عوارض محصولاتى كه توليد مىكنند و يا براى فروش ببازار ميآورند ، معافيت از خدمت بنيچه در ناحيه كلات ، امتياز چراى گله در هرقسمت از كلات باستثناى اراضى مزروعى و مجاور مزارع . دهوارها از نظر قيافه و سيما و عادات و سنن با ساير اقوام بلوچ و براهوئى و جوامع ديگر تفاوت دارند . اصولا مردمى آرام و بىزيان بوده و فقط به كار خودشان توجه دارند . ظاهرا از اعتراف ضمنى به برترى بلوچها و براهوئىها و از اينكه نمىتوانند با بلوچها و براهوئىها ازدواج كنند خوشحالند زيرا در صورت ادعاى برترى ناچارند با اين اقوام از در ستيزه و جنگ و منازعه برآيند و آن را مخالف پيشرفت كار و آرامش خود مىدانند . همانطور كه از نام دهوار و دهقان برمىآيد اين جوامع در ده سكونت داشته هيچگاه مهاجرت نمىكنند و توجهى بزندگى كوچنشينى ندارند .
زمينهاى اطراف ده را شخم زده كشت مىكنند و محصولات مختلف كشاورزى را بطوايف كوچنشين و هندوها مىفروشند . آنها كه در دهاتى دور از پايتخت ( كلات ) زندگى مىكنند
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: هنرى پاتينجر
ص٨٥