مردان قنبرانى مجازند كه از طوايف ديگر زن بگيرند ولى همانطور كه گفته شد دختر به كسى نميدهند . بعضى از براهوئىها و بلوچهاى رند نسبت بهم اين نوع آداب را رعايت مىكنند . من درباره علت ظهور اين آداب و رسوم برترشناسى نتوانستم دليل قانعكنندهاى پيدا كنم جز آنكه تصورى دارند كه قديمترين قوم بوده و حكومت را ابتدا ايشان داشتهاند و لذا حق قدمت به آنها برترى نژادى و مقامى مىدهد .
هندوهائى كه در كلات زندگى مىكنند اصولا تجارى هستند از اهالى شهر مولتان و شيكاپور و بطور كلى و عمومى هم حكومت كلات و هم مردم به آنها احترام ميگذارند . در انجام مراسم مذهبى ازاد بوده و بميل خود تشريفات دينى را بدون دخالت و يا آزار ديگران انجام مىدهند . هندوها جرات ندارند زنان و يا اقوام اناث خود را به كلات بياورند علت آن بىجواب است و در واقع اينطور فرض مىكنند كه نميتوان اعتماد كامل به وعده و قول و قرار و حمايت حكومت داشت و مىگويند اگر چنين بكنند ممكنست تشويق بشوند تحمل زندگى اين محل را نموده و در آن متوطن گردند . تعداد هندوان كم نيست در حدود 400 تا پانصد خانه در داخل ديوار شهر متعلق بهندوان است و بسيارى از ايشان نيز ثروت هنگفتى دارند ولى با وجود همه اين ثروت و منافع حاصله و آسايش موجود به خوبى درك مىگردد كه هندوهاى كلات بايد در زمره بدبختترين افراد محسوب گردند . اينها فقط هر سه يا چهار سال و گاهى با فاصلهاى طولانىتر براى ديدار زن و بچه بموطن اصلى ميروند . در مدتى كه در كلات هستند دورى از خانه و خانواده و زندگى در انزوا و خلوت و دور بودن از اجتماع آنانرا مغموم و افسردهخاطر گردانده اغلب ناراضى و مايوس و بيمارند . رقتآورترين و اسفانگيزترين آثار پولطلبى و تشنگى به جيفه دنيائى كه جزء لا ينفك ذات هندوهاست در اين جمع به خوبى مشاهده مىگردد و طمع و آز از ناصيه آنان پيداست . اين جمع حتى پس از آنكه به قدر كافى مال اندوخته و از نعمت و پول بىحساب بىنياز شدهاند باز داوطلبانه تمام مواهب و بركات عقلى و منطقى را فدا كرده و بخاطر مال دنيا از ساير لذات معنوى و خاكى ديگر چشم پوشيدهاند . اكنون
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 82
مساهمون: هنرى پاتينجر
ص٨٢