گفتم كه هندوها مراسم مذهبى را آزادانه در كلات مرعى مىدارند و به همين جهت معبدى
( Pagoda )
بزرگ در كلات ساختهاند و تعدادى برهمن داوطلبانه در آن به خدمت اشتغال دارند . بنابر روش قديمى و معمول هندوها براى مخارج معبد و وظيفه براهمه اجازه داده شده است كه بكالائى كه وارد شهر مىگردد ماليات ببندند . اين ماليات را دهرام پيسه
( Dhurum pysa )
يا پول مذهبى مينامند و راجع به معنى و ريشه اين رسم بعد شرح مفصل داده خواهد شد . هندوهاى كلات بدون چونوچرا و از روى تعصب از مقررات مذهب براهمه پيروى نميكنند و نيز خود را زياد مقيد و پاىبند آن نشان نميدهند . وقتى فهميدم هم براهمه و هم پيروان ايشان هرنوع گوشت تازهاى را به غير از گوشت گاو ميخورند و بعضىها كلاهپوست بخارائى بر سر مىگذارند ، كه تمام اينها خود نقض مقررات مذهبى و بر خلاف مسائلى است كه بايد به آن بىنهايت مؤمن و وفادار باشند ، مات و متحير شدم . لباس هندوها نيز ارخالق يا قبائى است كه از پارچه گلدارى ساخته شده و يقه آن را در سمت راست گره ميزنند و چون مسلمانان يقه را در سمت چپ گره ميزنند بنابراين اين تفاوت وجه مميزه هندوها و مسلمانها مىگردد . هندوها شلوارى تنگ و بلند كه تا روى پا ميرسد و عمامهاى بزرگ ، رنگين يا سفيد ، برحسب ذوق شخصى ميپوشند . از نظر قيافه تفاوتى جزئى بين آنان مشاهده مىگردد . پوستى متمايل بزرد و پريدهرنگ ، موهائى سياه تيره و ريش پرپشت داشته و عادت دارند كه ريش را بلند نموده اصلاح نكنند . زبان ايشان هندى و از نوع لهجهايست كه در استان پنجاب به آن تكلم مىشود و حساب دفاتر بازرگانى را نيز با اين زبان نگه ميدارند .
در شرح مسافرت يازدهم فوريه در مورد بابىها و مطالعاتى كه درباره آنان داشتم معدود و متفرق به مطالبى اشاره كردم و اينك معتقدم كه اين گروه را بايد سومين طبقه ساكنان دائمى كلات بشمار آورد . با وجود اين چون بومى بلوچستان نبوده و در بين همشهريان طايفهاى مهم نمىباشند درباره آنان مختصرا اشارهاى مىشود . اينها طبقهاى از مردم چادرنشين و پركارى هستند كه اكثريت